استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥

قابل بررسی می‌شود . ص ٢٨ ، ایدئولوژی را تعریف می‌کند - رجوع شود به ورقه‌های " ایدئولوژی‌ - تعریفات " . ص ٣٠ ، می‌گوید فرض جامعه‌های خیالی از قبیل مدینه فاضله افلاطون ، مدینه ظاهره ژان ایزوله و شهر خدای توماس مورو ( و عدل جهانی شیعه ) و جامعه واقعی بی طبقه مارکس ، دلیل بر این است که انسان همواره از وضع‌ موجود به سوی وضع مطلوب در حرکت است ، ولی توضیح نمی‌دهد که پس از وصول به وضع مطلوب چه می‌کند ؟ آیا متوقف می‌شود یا باز هم در حرکت است‌ ؟ صفحه ٣٣ - ٣٤ ، پس از طرح لزوم انسان ایده‌آل و جامعه ایده‌آل دچار اشکال می‌شود که این خود استاندارد و تعیین حدود و قالب‌ریزی و مدل سازی‌ است ، ولی در آخر جواب می‌دهد مقصود تعیین جهت است نه نهایت ، مقصود شدن تکاملی دائم است . این مطلب با نظریه الهیون درباره خدا تا اندازه‌ای درست [ درمی‌آید ] ، خداوند می‌تواند هم جهت حرکت باشد و هم هدف باشد و هم هدفی که حرکت در خود هدف بی‌پایان باشد ، ولی در غیر خدا فرض اینکه انسان فقط به سویی‌ برود بدون آنکه به جایی برسد فرض درستی نیست ، نظریه فلاسفه را درباره‌ تجدد اوضاع فلکی که در عین تکرار مکررات تازه است به یاد می‌آورد . صفحه ٣٤ - ٣٦ ، توحید را به شکلی تعبیر می‌کند که نادرست است . اینکه‌ می‌گوید " توحید یعنی نوعی بینش هماهنگ و واحد و یکپارچه " درست است‌ ، اما می‌گوید جهان‌بینی توحیدی عبارت است از تلقی جهان به صورت یک‌ وحدت ، نه تقسیم به دنیا و آخرت ، طبیعت و ماوراء طبیعت ، ماده و معنی ، روح و جسم ، یعنی