استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١
مسائل درک کند و به اصطلاح عرفا ذوق خاص در همه مسائل به انسان میدهد ( رجوع شود به ورقههای " توحید ، مکتب ، جهانبینی " . همان طور که در ورقههای " توحید ، مکتب ، جهانبینی " ص ٥ گفتهایم یک نقص بزرگ در کار این اسلام سراییها این است که از طرفی به توحید به عنوان یک اصل علمی و عقلی و فلسفی و استدلالی مستقل از دین و هم از طبیعت اعتراف ندارند و صریحا انکار میکنند ، خدا را حداکثر در آینه طبیعت میبینند که اندکی از چهره الوهیت را نشان میدهد ، حاضر نیستند خدا را دلیل بر عالم و انسان و جامعه قرار دهند ، از طرف دیگر درباره جهان ، انسان ، تاریخ ، جامعه اظهار نظر میکنند ، چون اظهار نظرها از فلسفه توحید ناشی نشده است طبعا از جاهای دیگر گدایی شده و یک نظام ناهماهنگی را به وجود آورده است ، یعنی جهانبینی توحیدی با فلسفه تاریخ ماتریالیستی و انسان اگزیستانسیالیستی و جامعه سوسیالیستی . امکان ندارد که ما بتوانیم توحید را به عنوان یک پایه جهانبینی معرفی نماییم بدون آنکه توحید اسلام را به عنوان یک اصل عمیق فلسفی که بتوان از آن ، جهان را شناخت ، بشناسیم . توحید اسلام از خود انسانی دارد و جامعهای و تاریخی و جهانی ، نیازی به انسان اگزیستانسیالیسم و فلسفه تاریخ ماتریالیسم و جامعه سوسیالیسم و جهان بی قواره و ناهماهنگ ندارد .