استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥
است ، مدعی شدهاند که پیامبر اسلام به مردم میگفته من معجزهای جز قرآن ندارم ، اگر قرآن را به عنوان معجزه میپذیرید فبها و الا از من معجزهای دیگر ساخته نیست . بعضی از نویسندگان " روشنفکر " مسلمان اخیر نیز همین نظر را پذیرفتهاند و آن را به این شکل توجیه کردهاند که معجزه دلیل است اما دلیل اقناعی برای بشر نا بالغ و کودک که در پی امور اعجاب آور و غیر عادی است ، انسان رشد یافته به این گونه امور توجهی ندارد و سر و کارش با منطق است ، و چون دوره پیامبر اسلام دوره عقل و منطق است نه دوره اوهام و خیالات ذهنی ، پیامبر اسلام از اجابت در خواست هر گونه معجزهای غیر از قرآن به اذن خدا امتناع کرده است . میگویند : " استعانت از معجزات و خرق عادات برای پیغمبران سلف اجتناب ناپذیر بود ، چه راهنمایی ایشان به یاری استدلال عقلی در آن دوران ، دشوار بلکه محال مینمود . . . در عصر ظهور پیغمبر اسلام ، جامعه بشری دوران کودکی را پشت سر گذاشته ، به دوره بلوغ فکری پای میگذاشت . کودک دیروز که نیازمند مادری بود تا دستش گیرد و رفتنش بیاموزد خود میتوانست بر روی پاهایش بایستد و عقلش را به کار اندازد . . . بی دلیل و حکمت نبود که پیغمبر اسلام در برابر اصرار منکرین و معاندین به آوردن معجزات و خرق عادات ، مقاومت میورزید و در اثبات حقانیت دعوت خویش به استدلال عقلی و تجربی و شواهد تاریخی اتکا میفرمود . . . با وجود این همه اصرار و لجاجت منکرین ، پیغمبر اسلام از آوردن معجزاتی نظیر آنچه پیامبران سلف میآوردند به امر خدا امتناع میورزید و تنها بر قرآن به عنوان معجزهای که نظیری برای آن نخواهد بود تکیه میکند . قرآن معجزه خاتم پیامبران ، خود دلیل دیگری بر