استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٤

می‌بینیم که افرادی دم از فطرت می‌زنند ، ولی چون درست به ابعاد گسترده‌ آن توجه ندارند نظریاتی که در نهایت امر انتخاب می‌کنند بر ضد این اصل‌ است . نظیر این اشتباه ، و وحشتناک‌تر از آن ، درباره خاستگاه خود مذاهب‌ پدید آمده است . آنچه تاکنون بحث کردیم درباره هویت و خاستگاه‌ پدیده‌های تاریخی از نظر مذهب ( البته مذهب اسلام ) بود . اکنون بحث‌ درباره خود مذهب به عنوان یک پدیده اجتماعی تاریخی است که به هر حال‌ از فجر تاریخ تاکنون وجود داشته و دارد . خاستگاه و جهت‌گیری این پدیده‌ اجتماعی باید روشن شود . مکرر گفته‌ایم که ماتریالیسم تاریخی مارکسیستی ، اصلی را طرح می‌کند که‌ طبق آن اصل میان خاستگاه هر واقعیت فرهنگی و جهت‌گیری آن تطابق قائل‌ است . در حقیقت ، آن اصلی را که عرفا و حکمای الهی در جریان کلی نظام‌ هستی قائل‌اند که می‌گویند : " النهایات هی الرجوع الی البدایات " (


جزءها را رویها سوی کل است
بلبلان را عشق با روی گل است
آنچه از دریا به دریا می‌رود
از همانجا کامد آنجا می‌رود
از سر که سیلهای تیزرو
وزتن ماجان عشق آمیزرو
مارکسیسم شبیه آن را در مورد امور فکری ، ذوقی ، فلسفی ، مذهبی و بالأخره پدیده‌های فرهنگی - اجتماعی می‌گوید . این مکتب مدعی است که جهت‌ هر اندیشه همان سوست که از آن سوبرخاسته است ( النهایات هی الرجوع الی‌ البدایات ) ، اندیشه ، فکر ، مذهب ، فرهنگ بی‌طرف و خالی از جهت و یا جهت‌دار و اما خواستار