استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٢
مسؤول بودن [١] و بیطرف و بیتفاوت نبودن یک فرهنگ ، ضرورتی نیست
که خاستگاه آن فرهنگ ، طبقه محروم و غارتشده باشد ، پنداشتهاند که یک
فرهنگ جامع لزوما بیطرف و بیتفاوت هم هست ، نتوانستهاند تصور کنند که
یک مکتب جامع و فرهنگ جامع اگر خاستگاه خدایی داشته باشد و مخاطبش
انسان ، یعنی فطرت انسانی انسان باشد ، محال است که بیطرف و بیتفاوت
و غیرمتعهد و غیرمسؤول باشد . آنچه تعهد و مسؤولیت میآفریند ، وابستگی
به طبقه محروم نیست ، وابستگی به خدا و وجدان انسانیت است .
این یک رشته اصلی اشتباه این آقایان که در رابطه اسلام با انقلاب دچار
آن شدهاند .
ریشه اصلی دیگر این اشتباه را در رابطه اسلام با جهتگیری اجتماعیاش
باید جستجو کرد . این روشنفکران به وضوح مشاهده کردهاند که در تفسیر
تاریخی قرآن از نهضتهای پیامبران ، یک جهتگیری نیرومند از ناحیه آنها
به سود مستضعفین مشاهده میشود ، و از طرف دیگر ، اصل " تطابق میان
پایگاه اجتماعی و پایگاه اعتقادی و عملی " که اصلی مارکسیستی است ، از
نظر این روشنفکران خدشه ناپذیر تلقی میشده و نمیتوانستهاند خلاف آن را
تصور کنند ، در مجموع چنین به نتیجهگیری پرداختهاند که چون قرآن جهتگیری
نهضتهای مقدس و پیش برنده را به وضوح به سود مستضعفین و در جهت تأمین
حقوق و آزادیهای آنان میداند ، پس از نظر قرآن خاستگاه همه نهضتهای
مقدس و پیش برنده ، طبقه محروم و غارتشده و مستضعف بوده است ، پس
از نظر قرآن ، تاریخ هویت
[١] [ اشاره است به مطالب کتاب چرا انسان متعهد و مسؤول است ؟ نوشته حبیب الله پیمان ] .