استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨

« و نجعلهم أئمة ». . . " عطف شده بر جمله " « أن نمن »" که مفادش‌ این است : بر آنها منت نهیم و آنها را چنین و چنان قرار دهیم ، نفرموده‌ است " « بأن نجعلهم » . . . " که مفادش این بود : منتی که بر آنها نهادیم عینا همان اعطای امامت و وراثت بود چنانکه معمولا این گونه تفسیر می‌شود . مفاد این است که اراده ما این بود که بر آن مستضعفان از راه‌ فرستادن پیامبر و کتاب آسمانی ( موسی و تورات ) و تعلیم و تربیت دینی‌ و تولید اعتقاد توحیدی منت نهیم و آنها را اهل ایمان و صلاح قرار دهیم و در نتیجه آنها را امامان و وارثان زمین ( زمین خودشان ) قرار دهیم . پس‌ آیه می‌خواهد بگوید : " و نرید أن نمن علی الذین استضعفوا ( بموسی و الکتاب الذی ننزله علی موسی ) و نجعلهم أئمة . . . " . علیهذا مفاد آیه استضعاف هر چند خاص است عینا مفاد آیه استخلاف است‌ ، یعنی مصداقی از مصادیق آن آیه را بیان می‌کند . قطع نظر از اینکه عطف‌ جمله " « و نجعلهم أئمة ». . . " بر جمله " « أن نمن »" چنین حکم‌ می‌کند ، اساسا نمی‌توان احتمال داد که آیه می‌خواهد بگوید بنی‌اسرائیل به‌ دلیل اینکه مستضعف بودند به امامت و وراثت می‌رسیدند ، خواه موسی به‌ عنوان پیامبر ظهور می‌کرد و خواه نمی‌کرد ، خواه تعالیم آسمانی آمده بود و خواه نیامده بود ، خواه آنها به آن تعالیم آسمانی گرویده بودند و خواه‌ نگرویده بودند . ممکن است طرفداران نظریه مادیت تاریخ از نظر اسلام ، مطلب دیگری مطرح‌ کنند و آن اینکه فرهنگ اسلامی از نظر روح و معنی ، یا فرهنگ مستضعف‌ است و یا فرهنگ طبقه استضعافگر و یا فرهنگ جامع . اگر فرهنگ اسلامی‌ فرهنگ طبقه مستضعف است پس ناچار باید رنگ طبقه خودش را داشته باشد ، مخاطبش ،