استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٤
آلودگی و عادت به وضع موجود است ، او باید از زیر خروارها بار آلودگی ، خود را آزاد سازد ، و افراد کمی این موفقیت نصیبشان میشود ، اما طبقه مستضعف چنین مانعی در جلو ندارد ، بلکه او علاوه بر اینکه به ندای فطرت خود پاسخ میگوید ، به حقوق از دست رفته خود نیز نائل میگردد . برای او پیوستن به گروه اهل ایمان ، هم فال است و هم تماشا . این است که اکثر گروندگان به پیامبران از مستضعفاناند و اقلیت از غیر اینها . اما مسأله تطابق ، به شکلی که بیان شد ، پوچ محض است . مبانی قرآن درباره هویت تاریخ با مبانی ماتریالیسم تاریخی متفاوت است . از نظر قرآن روح اصالت دارد و ماده هیچ گونه تقدمی بر روح ندارد ، نیازهای معنوی و کششهای معنوی در وجود انسان اصالت دارد و وابسته به نیازهای مادی نیست ، اندیشه در برابر کار نیز اصیل است ، شخصیت فطری روانی انسان بر شخصیت اجتماعی او تقدم دارد . قرآن به حکم اینکه به اصالت فطرت قائل است و در درون هر انسانی ، حتی انسانهای مسخ شدهای مانند فرعون ، یک انسان بالفطره که دربند کشیده شده سراغ دارد ، برای مسخ شدهترین انسانها امکان جنبش در جهت حق و حقیقت ، و لو امکانی ضعیف ، قائل است ، از این رو پیامبران خدا مأمورند که در درجه اول به پند و اندرز ستمگران بپردازند که شاید انسان فطری دربند کشیده شده در درون خود آنها را آزاد سازند و شخصیت فطری آنها را علیه شخصیت پلید اجتماعی آنها برانگیزند ، و میدانیم که در موارد فراوانی این موفقیت دست داده شده است که نامش " توبه " است . موسی در اولین مرحله رسالتش مأموریت مییابد که به سراغ