استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٧
فانی است . بگذریم از همه اشکالات دیگر ، قرآن خلود و جاودانگی را مخصوص مؤمنان و پیشتازان تکامل و انقلاب نمیداند ، کافران و منافقان را هم جاوید و خالد میداند ، خلود و جاودانگی آنها را چگونه توجیه میکنید ؟ شما از یک طرف در تفسیر سوره حمد میگویید : " مسأله خداخواهی اصل اساسی در قرآن است . الله یعنی ذات مقدسی که همه موجودات ، مات و مبهوت و دیوانه او میباشند و برای پیوستن و رسیدن به او تلاشی پیگیر و خستگی ناپذیر دارند . . . مگر نه این است که اسم حاکی از مسمی و کاشف از اوست ؟ آیا [ انسان ] چگونه با نام الله به مسمای خداوند میتواند پیببرد ؟ مگر خداوند ، آفرینش را احاطه نکرده است و مگر الله در جزء جزء موجودات راه ندارد و حکومت نمیکند ؟ مگر چگونه با نام الله به ذات او میتوان راه یافت ؟ آیا با به کار گرفتن همین نام ، چشمانداز انسان مؤمن به قرآن به اندازه پهنای همه آفرینش گستردگی و انبساط نمییابد و آیا ظرف وجودی او از همه آفرینش گستردهتر و منبسط تر نمیشود ؟ آیا از همین جا به مفهوم این سخن زیبای خدایی پی نمیبریم که : " تنها دل بنده مؤمن جایگاه خداست " ؟ پس ضمن آنکه عنصر مؤمن نام خدا میبرد و خود را واله و حیران عظمت و بزرگی و جبروت او میبیند و برای رسیدن به او و در قلب خود جای دادنش تلاش میکند ، به آفرینش و موجودات آن هم میاندیشد که همه جویای الله و پویای او میباشند و تنها دل بدو بسته و پیوند بندگی را با او محکم کرده و رو به سوی او دارند " . اینها همه صحیح و درست و قابل تحسین ، اما از طرف دیگر