استاد مطهری و روشنفکران

استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦

پیوستگی میان اعضای یک حزب یا پیوستگی به طور مطلق آمده است ؟ ثانیا مگر قرآن پیوستگی میان اهل ایمان ( حزب‌الله ) را صریحا توصیه و تأکید نکرده است ؟ " « و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا »" [١] ( همه با یکدیگر به ریسمان الهی چنگ بزنید و از یکدیگر جدا مباشید ) .
اکنون چه ضرورتی هست که هر جا نام " صلوش " آمده آن را به معنی‌ پیوستگی عناصر انقلابی در رابطه با کل هستی به حساب آوریم ؟ ثالثا اینکه‌ می‌گویید " به روزگار غیب انقلاب ، باید بین عناصر انقلابی نوعی پیوستگی‌ . . . باشد " مفهومش این است که در روزگار شهادت انقلاب ، دستور " « اقیموا الصلوش »" [٢] بلاموضوع است ، همچنانکه نظیر این را در مورد جمله " « و مما رزقناهم ینفقون »" گفته‌اید . آیا مسلمانان صدر اسلام در دوره مدینه ، که دوره به اصطلاح شهادت انقلاب بود ، دستور " « اقیموا الصلوش »" و دستور " « و مما رزقناهم ینفقون »" را اجرا نمی‌کردند ؟! از شما می‌پرسم آیا از نظر قرآن ، پیوستگی عناصر مؤمن ، مولود و تابع‌ وابستگی انسان با خداست یا وابستگی انسان با خدا تابع و مولود و مظهر وابستگی عناصر مؤمن انقلابی است ؟ آیا نماز معهود مسلمانان صورت خارجی‌ پیوستگی مؤمنان است یا پیوستگی مؤمنان در حکم صورت اجتماعی پیوستگی‌ مؤمنان با خداست ؟ شما خلود و جاودانگی را که در قرآن آمده است ، همان گونه تفسیر می‌کنید که فلاسفه مادی تفسیر کرده و می‌کنند ، که خلاصه‌اش این است که اگر فرد در طریق تکامل جامعه فانی گردد ، جاودان می‌گردد ، زیرا راه جاودان است و تکامل جاودان است هر چند فرد


[١] آل عمران / [١]٠٣ [٢] حج / [٧]٨