استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٢
قطب مخالف علی قرار میدهید . این فرد همان است که خلیفه دوم هنگام مرگ گفت : اگر سالم زنده میبود کار را به شورا نمیافکندم ، یعنی در تقدم او بر علی و پنج عضو دیگر شورا تردید نداشتم . سالم یک ایرانی آزاد شده اهل اصطخر است . من میدانم که این همه عنایت و لطف شما به او از آن جهت است که او به تعبیر شما از محرومان تاریخ و از به اسارت گرفته شدهها و مستضعفین تاریخ است . اسارت و بردگی سالم به دوره قبل از مدینه و قبل از جنگهای اسلامی منتهی میشود . شما طبق فلسفهای که از آن پیروی میکنید و آن را یکی از معیارهای تفسیر قرآن قرار دادهاید ، فکر کردهاید که چون سالم از محرومان تاریخ است ، پس یک انقلابی واقعی و مؤمن واقعی است و از نظر موضع اجتماعی همردیف سلمان و ابوذر و مقداد و بلال است ، یعنی موضع طبقاتی او کافی است که او را یک انقلابی واقعی قرار دهد و بر تارک درخشان همه شهیدان و حافظان قرآن یمامه بنشاند ، غافل از آنکه آن خانهای که به اعتراف خود شما خانه مردم و خانه توده بوده است ( خانه فاطمه علیهاالسلام ) به دست همین فرد تودهای به آتش کشیده شد . آیا اینها دلیل بی اطلاعی شما از تاریخ صدر اسلام نیست ؟ آیا اینها معیارهای شما را در فلسفه تاریخ به کلی بی اعتبار نمیکند ؟ آیا اینها کافی نیست که شما در ارزیابیها و تفسیرهای خود از تاریخ تجدید نظر کنید و فی المثل قضاوتها و اندیشهها و گرایشها و تفکرات هزار ساله مفسرین و فقها و حکما و عرفا و زهاد و عباد را آن گونه توجیه مادی و طبقاتی نفرمایید ؟ ! شما در تفسیر آیه کریمه " « الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون