استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
از نظر شما قرآن جز " فلسفه مدون حزب خدا " نیست ، فلسفهای که تنها
یک هدف دارد و آن پیروز گردانیدن محروم شدگان بر قدرتمندان است ، تمام
مسائل قرآن بر محور انقلاب و فلسفه انقلاب است ، خداوند حزب تشکیل داده
و حزب خدا همه نیروهای متکامل جهان - دارای هر عقیده و مذهب - میباشند
و خداوند میخواسته است یک حزب تشکیل دهد و یک فلسفه انقلابی برای حزب
بنویسد و همین کار را هم کرده است ، برای فهم فلسفه انقلاب ، انقلابی
بودن کافی است و شرط دیگری ندارد و با انقلابی نبودن هیچ شرطی مفید نیست
. لهذا آنجا که خواستهاید به مفسر بزرگ معاصر - که البته گناه بزرگش
تألیف کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم و نقد ماتریالیسم دیالکتیک است
- اهانت کنید ، گفتهاید :
" مفسر قرآن در نظام استعماری باید کوهی از سواد و فلسفه و منطق و
حکمت و کلام و فقه و اصول و صرف و نحو . . . باشد که سنگینی آنها او را
آزار داده و از میان " تن " ها به " تنهایی " بکشاند ، زیرا به مفاد
آیه کریمه هر کس وزنش سنگینتر باشد پیروز است . . . " [١] .
بدون شک برنامه مبارزه با طواغیت جزء برنامه قرآن است و بدون شک
اسلام یک دین انقلابی است ، ولی آیا همه مسائلی که در قرآن مطرح شده در
این جهت و برای این منظور است و قرآن برنامه دیگری جز این برنامه ندارد
و در نتیجه همه آیات و روایاتی که درباره لوح و عرش و ملک و قیامت و
نماز و روزه است ، باید در این زمینه
[١] از ادامه نقل این اهانتها معذورم .