استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤
کتاب مارکس و مارکسیسم از نوشتهای از لنین به نام " وضع طبقه کارگر
در قبال دین " چنین نقل میکند :
" مکتب مارکس همانا مکتب مادیگری است . از این لحاظ ، به همان
اندازه مادیگری انسیکلوپدیستها یا مادیگرایی فویرباخ با دین عناد دارد . . . لکن مادیگرایی جدلی [١] نسبت به کاربرد فلسفه در زمینههای تاریخ و
علوم اجتماعی از انسیکلوپدیستها یا فویرباخ بسیار دورتر میرود : بایستی
دین را براندازیم . این الفبای هر نوع مادیگری و لذا الفبای مارکس
میباشد . اما . . . مکتب مارکس دورتر میرود : باید دانست چگونه با دین
مبارزه کرد ؟ و برای این کار ، باید منابع ایمان و دین تودهها را با
مفاهیم مادیگرا توضیح داد " [٢] .
این تعبیر مارکس شامل مفهوم دیگری نیز میتواند باشد و آن اینکه تاریخ
را به طور کلی به گونه مادی برای توده تفسیر نمایند . خاستگاه مادی
گرایشها و از آن جمله گرایشهای مذهبی را به توده تفهیم کنید تا بفهمد
مذهب ریشه طبقاتیاش کجاست و از کجا به او تحمیل شده است . توده
هنگامی که فهمید همه پدیدههای اجتماعی ریشه مادی طبقاتی دارد ، خود به
خود پیوند خویش را با مذهب قطع میکند .
ماتریالیسم در شکل جدید که کمتر از نیم قرن است در ایران برای خود جای
پایی پیدا کرده است ، در ابتدا نه منطق الهیون را در سطحی که بعد با آن
مواجه شد پیشبینی میکرد و نه مذهب را در
[١] ماتریالیسم دیالکتیک . [٢] ص ٢٨٤ ، ضمیمه چهاردهم .