استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
اینکه با فرهنگ اسلامی عمیقا آشنا نیست . با اینکه به مفهوم غربی واقعا
یک فیلسوف است ، از فلسفه اسلامی چیز درستی نمیداند . اظهار نظرهای
اقبال درباره براهین فلسفی اثبات واجب ، و درباره علم قبل الایجاد ، که
از مسائل مهم الهیات است ، و همچنین فلسفه او درباره ختم نبوت که به
جای آنکه ختم نبوت را اثبات کند به ختم دیانت منتهی میشود که خلاف
منظور و مدعای خود اقبال است دلیل ناآگاهی اقبال از فلسفه اسلامی است ،
همچنانکه در زمینه سایر علوم و معارف اسلامی نیز مطالعاتش سطحی است .
اقبال با آنکه سخت شیفته عرفان است و روحش روح هندی و اشراقی است و
بعلاوه سخت مرید مولاناست ، عرفان اسلامی را در سطح بالا نمیشناسد و با
اندیشههای غامض عرفان بیگانه است .
نقص دیگر کار اقبال این است که بر خلاف سید جمال به کشورهای اسلامی
مسافرت نکرده و از نزدیک شاهد اوضاع جریانها و حرکتها و نهضتها نبوده
است و از این رو در ارزیابیهای خود درباره برخی شخصیتهای جهان اسلام و
برخی حرکتهای استعماری در جهان اسلام دچار اشتباهات فاحش شده است .
اقبال در کتاب احیای فکر دینی در اسلام نهضت وهابیگری را در حجاز ، و
جنبش بهائیت را در ایران [١] و قیام آتاتورک را در ترکیه ، اصلاحی و
اسلامی پنداشته ، همچنانکه در اشعار خود برخی دیکتاتورهای چکمهپوش
کشورهای اسلامی را ستوده است . این خطاها بر اقبال مسلمان مصلح مخلص
نابخشودنی است .
در عثمانی ( ترکیه فعلی ) نیز کم و بیش مدعیان اصلاح پدید
[١] در ترجمه فارسی کتاب احیای فکر دینی بنا بر ملاحظاتی بعضی قسمتها حذف شده است ، به ترجمه عربی این کتاب رجوع شود .