استاد مطهری و روشنفکران - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠
است - و اصلح افراد به این اظهار نظر بوده زیرا علاوه بر تسلط کم نظیر بر معارف اسلامی ، از معارف غربی نیز آگاهی داشته و به علاوه با خود دکتر نیز معاشر بوده است - و ضمن برشمردن نقاط مثبت این آثار ، انتقادات اساسی بر آن وارد کرده است و برداشتهای مرحوم دکتر را نمی توان اسلام ناب به شمار آورد . ولی همین حقیقت ساده برای برخی قابل قبول نیست و سر آن یا عشق و محبت شدید به آن مرحوم است ، که عشاق را با عقل کاری نیست ، و یا عناد ورزیدن . ممکن است برای برخی این سؤال پیش آید که چه اصراری به نشان دادن اشتباهات مرحوم دکتر است و این کار چه ضرورتی دارد ؟ پاسخ - چنانکه استاد شهید گوشزد کردهاند - آن است که برخی این نوشتهها را وسیلهای برای رنسانس اسلامی قرار میدهند ، لازم است صحت و سقم آنها آشکار شود تا مورد سوء استفاده قرار نگیرد . به علاوه گذشته همواره باید مایه عبرت آینده باشد . حقیقت آن است که گروه فرقان به اعتراف صریح اعضای آن و آن طور که نشریات این گروه به وضوح نشان میدهد به شدت متأثر از آثار مرحوم دکتر بود و البته این بدان معنی نیست که اگر فرضا دکتر شریعتی در قید حیات بود از اعمال آنها راضی بود ، قطعا از اعمال ننگین آنها اظهار تنفر میکرد خصوصا با علاقهای که به استاد مطهری داشت ، ولی واقعیت تاریخی همان است که گفته شد و البته واقعیت تلخی است و ای کاش چنین نمیبود . به هر حال آثار مذکور این قوه و استعداد را دارد که چنان گروههایی را بسازد اگر چه دارای قوهها و استعدادهای مثبت نیز هست ، بستگی دارد به قابلیتها و روحیات افرادی که از آنها استفاده میکنند . در این باب سخن به درازا کشید ، برگردیم به توضیح درباره سایر بخشهای این کتاب : در بخش سوم ، تأثیر پذیری برخی روشنفکران مسلمان از فلسفه حسی و مخالفت آنها با تفکر و تعمق در مسائل ماوراء الطبیعی گوشزد شده و نظرات نویسنده کتاب " راه طی شده " ( مهندس بازرگان ) در اثبات توحید ، نقد و بررسی شده است .