شش مقاله(الغدیر و وحدت اسلامی)ِ

شش مقاله(الغدیر و وحدت اسلامی)ِ - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧

منتهای آرزوی او بود ، او همواره در آرزوی شهادت بود و با آن ، از کودک‌ به پستان مادر مأنوستر بود . علی در حساب صحیحش بدین نکته رسیده بود که‌ مصلحت اسلام در آن شرائط ترک قیام و بلکه همگامی و همکاری است . خود کرارا به این مطلب تصریح می‌کند . در یکی از نامه‌های خود به مالک اشتر ( نامه ٦٢ از نامه‌های " نهج‌ البلاغه " می‌نویسد : « فامسکت یدی حتی رأیت راجعة الناس قد رجعت عن‌ الاسلام ، یدعون الی محق دین محمد صلی الله علیه و آله ، فخشیت ان لم انصر الاسلام و اهله ، اری فیه ثلما او هدما تکون المصیبة به علی اعظم من فوت‌ ولایتکم التی انما هی متاع ایام قلائل » . من اول دست خود را پس کشیدم ، تا دیدم گروهی از مردم از اسلام بازگشتند و مردم را به نابودی دین محمد ( ص ) دعوت می‌کنند . پس ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمین بر نخیزم‌ شکاف یا انهدامی در اسلام خواهم دید که مصیبت آن از فوت خلافت چند روزه‌ بسی بیشتر است . در شورای شش نفری پس از تعیین و انتخاب عثمان به وسیله عبدالرحمان‌ بن عوف ، علی علیه السلام ، شکایت و هم آمادگی خود را برای همکاری‌ اینچنین بیان کرد : « لقد علمتم انی احق الناس بها من غیری ، و الله‌ لاسلمن ما سلمت امور المسلمین ، و لم یکن فیها جور الا علی خاصة » ( نهج‌ البلاغه ، خطبه ٧٢ ) یعنی : شما خود می‌دانید من از همه برای خلافت شایسته‌ ترم ، و حال به خدا قسم مادامی که کار مسلمین روبراه باشد ، و رقیبان من‌ تنها به کنار زدن من قناعت کنند و تنها شخص من مورد ستم واقع شده باشد ، مخالفتی نخواهم کرد و تسلیم خواهم بود . اینها می‌رساند که علی ، اصل " یا همه یا هیچ " را در این مورد محکوم‌ می‌دانسته است . نیازی نیست درباره روش و سیره علی علیه السلام‌