نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٨
ص ٥٢ :
" باری هر قدر به خود زحمت دهیم و بخواهیم به واسطه تجزیه و تحلیل
جریان مبادله ، سر چشمه سود را بیابیم ، جز اتلاف وقت ، فایده دیگری
ندارد و به کوچکترین نتیجهای نخواهیم رسید . جریان مبادله ، سرچشمه سود
تولید کنندگان نیست . . . " .
البته مبادله نمیتواند ارزش ایجاد کند مگر به مقدار کاری که واسطه
انجام داده . آن کار کما و مخصوصا کیفا دارای ارزش است . تجارت ، خالی
از یک نبوغ نیست ، ولی در متن ، کوشش شده که تاجر را رباینده اضافه
ارزش تولید کننده معرفی کنند ، زیرا طبق مفروضات متن ، بازار همیشه
بازار واقعی است و قیمتها طبیعی است ، در صورتی که قبلا اشاره کردیم که
تاجر قادر است بازار مصنوعی ایجاد کند ، و در نتیجه مصرف کننده را
استثمار نماید .
در صفحه ٥٣ تحت عنوان " نیروی کار ارزش نیروی کار " میگوید :
" مسئله ای را که در بالا طرح کردیم نمیتوانیم حل کنیم مگر آن که در
بازار مبادله کالایی را پیدا کنیم که بهای آن در موقع فروش پایینتر از
ارزش آن باشد [١] و هر کس آن را بخرد حتما سود خواهد برد ، یا به
عبارت دیگر ، باید کالایی در بازار مبادله
[١] و از قاعده کلی که هر کالایی که در موقع فروش ، از ارزش واقعی اش پایین تر باشد دیگر تولید و عرضه نخواهد شد ، باید مستثنی باشد . مطابق اصولی که از اصل " ارزش = کار " نتیجه میشود ممکن نیست کالایی وجود داشته باشد که همیشه بهای آن از ارزش واقعی آن کمتر باشد . علیهذا مطلب متن ، مخالف آن اصول است . قاعده عقلی و طبیعی ، استثناء پذیر نیست .