نظری به نظام اقتصادی اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
اجتماع بدانیم نه یک حق مشروع و اصیل .
ثالثا با چه مقیاسی کشف میکنیم که در زمان حیات ، بخشیده و با چه
مقیاسی کشف میکنیم که برای بعد از فوت ، به حق خود رجوع کرده است ؟
به نظر ما دلیل اول به شکلی که بیان شد باطل است ، در عین این که ارث
را به شکل خاص اسلامی قبول داریم . ما میگوییم نتیجه مالکیت ، اختیار
تام مالک نیست ، ارث نیز از نظر اسلام لازمه مالکیت و اختیار تام مالک
نیست ، بلکه جهت دیگر دارد . به نظر ما علت این که مالک ، اختیار
مطلق ندارد که در غیر مصالح خود یا اجتماع ، مال را مصرف کند ، مثل این
که معدوم کند یا استفاده نامشروع ببرد ، این است که ماده ثروت را
طبیعت برای همه آفریده است ، و کار فقط او را مفید و دارای ارزش کرده
است [١] . مالکیت فرد نسبت به ثروت ، به مقداری است که روی آن ،
کار صورت داده است ، و اما معدوم کردن یا استفاده نامشروع کردن ، تضییع
ماده است بدون مجوز . در ورقههای " اسلام ، سرمایهداری ، سوسیالیسم "
اینچنین گفتهایم :
مواد خام اولی قبل از انجام کار ، به همه تعلق داشته است ، بعد از
انجام کار تعلقش به دیگران سلب نمیشود ، کار سبب میشود که شخص نسبت
به دیگران اولویتی نسبت به آن شیء پیدا کند . اثر
[١] به عبارت بهتر اگر فرد کار کرده تا ثروت مورد نظر را تولید کرده است ، خلقت و عوامل طبیعت صد برابر بلکه هزار برابر او در تولید این ثروت دخیل است . در تولید یک میوه ، حداکثر این است که بشر ١ / ١٠٠٠ دخالت داشته باشد ، باقی دخالتها از ابر و باد و مه و خورشید و فلک است ، و به عبارت دیگر ، کار ، فقط ثروت بالقوه را بالفعل کرده است .