هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت (فارسي)
(١)
1 - شرح حال زاره
٧ ص
(٢)
2 - اسامى رواتى كه هشام نام دارند
٨ ص
(٣)
3 - شرح حال مرحوم سيد مرتضى (اعلى الله مقامه)
١١ ص
(٤)
5 - بيان سر ترديد بين كندى و شيبانى و ترديد بين كوفى و بغدادى
١٢ ص
(٥)
6 - شرح حال جهم بن صفوان
١٣ ص
(٦)
7 - وجه تسميهء واسط
١٤ ص
(٧)
8 - شرح حال مرحوم ابن النديم (رضوان الله عليه)
١٥ ص
(٨)
9 - نقل كلام بعضى از انتقاد كنندگان هشام در بيان انحراف بدوى هشام و پاسخ آن
١٦ ص
(٩)
10 - شرح حال مرحوم حاجى شيخ عبد الله مامقانى صاحب كتاب تنقيح المقال
١٨ ص
(١٠)
11 - شرح حال مرحوم ابو عمرو كشى صاحب رجال كشى (رحمة الله)
١٩ ص
(١١)
12 - ترجمهء حمران بن اعين (ره)
٢٦ ص
(١٢)
13 - ترجمهء مؤمن طاق (قدس سره)
٢٧ ص
(١٣)
14 - ترجمهء حمزهء طيار (رضوان الله عليه)
٢٩ ص
(١٤)
15 - ترجمهء على بن منصور ابو الحسن كوفى
٣٠ ص
(١٥)
16 - ترجمهء ابو مالك ضحاك حضرمى
٣٠ ص
(١٦)
17 - شرح حال مرحوم ابن شهر آشوب (قدس سره)
٣١ ص
(١٧)
18 - ترجمهء قيس ماصر (ره)
٣٢ ص
(١٨)
19 - ترجمهء حسن بن على بن يقطين (ره)
٣٣ ص
(١٩)
20 - ترجمهء سليمان بن جعفر جعفرى و داود بن قاسم (رحمهما الله)
٣٤ ص
(٢٠)
21 - شرح حال مرحوم صدوق (قدس سره)
٤٧ ص
(٢١)
22 - ترجمهء حسين بن خالد صيرفى
٥٢ ص
(٢٢)
23 - ترجمهء على بن اسماعيل ابو الحسن اشعرى
٥٤ ص
(٢٣)
24 - شرح حال مرحوم علامه حلى (اعلى الله مقامه)
٥٤ ص
(٢٤)
25 - بيان برهان تفكك رحى
٥٨ ص
(٢٥)
26 - بيان نظريهء جديد مبنى بر اينكه حد فاصلى بين جرم و انرژى نيست
٦٣ ص
(٢٦)
27 - انتقاد گفتار عبد الله نعمه و بيان اينكه قول بجسميت الوان و طعوم وروايح، مستلزم قول بتداخل نيست
٦٤ ص
(٢٧)
28 - نقل بعضى از رواياتى كه دلالت بر جسم بودن روح دارد
٦٨ ص
(٢٨)
29 - ترجمهء موسى المشرقى وموسى بن صالح و ابو الاسود
٧٥ ص
(٢٩)
30 - مناجات هشام بن الحكم كه حاكى از اخلاص وى نسبت باهل بيت عليهم السلام است
٧٦ ص
(٣٠)
31 - روايت ابن قولويه از على بن جعفر بن محمد كه حاكى از اين است كه محمد بن اسماعيل براى موسى بن جعفر (ع) سعايت كرد وسبب قتلش را فراهم نمود
٧٧ ص
(٣١)
32 - ترجمهء عبد الرحمن بن حجاج
٧٧ ص
(٣٢)
33 - ترجمهء جميل بن دراج
٧٨ ص
(٣٣)
34 - ترجمهء محمد بن حمران وبيان اينكه محمد بن حمران نام سه نفر از روات مىباشد
٧٩ ص
(٣٤)
35 - شرح حال محمد بن ابى عمير
٧٩ ص
(٣٥)
36 - ترجمهء محمد بن هشام خثعمى
٨٠ ص
(٣٦)
37 - سر اينكه عامه گمان كرده‌اند كه بدا از امتيازات شيعه است
٨٢ ص
(٣٧)
38 - ترجمهء هشام قوطى
٨٤ ص
(٣٨)
39 - ترجمهء جاحظ
٨٥ ص
(٣٩)
40 - ترجمهء نظام
٨٥ ص
(٤٠)
41 - شرح حال قاضى نور الله ششترى (قدس سره)
٨٧ ص
(٤١)
42 - ترجمهء عباس بن عبد المطلب (ره)
٨٩ ص
(٤٢)
43 - نامها وعناوين ومراتب و درجات روحانيان سازمان ديانت مسيح (ره)
٩٠ ص
(٤٣)
44 - ترجمهء عمرو بن عبيد بصرى
٩٨ ص
(٤٤)
45 - دو سؤال اضافه‌يى كه در روايات سماء والعالم مجلسى در مناظرهء هشام با عمرو بن عبيد است
١٠٢ ص
(٤٥)
46 - ترجمهء يونس بن يعقوب
١٠٣ ص
(٤٦)
47 - ترجمهء ضرار بن عمرو ضبى
١٠٦ ص
(٤٧)
48 - توضيح مثال معروف (اعطانا والله من جراب النورة) و ذكر مورد اصلى آن
١٢٢ ص
(٤٨)
49 - نقل قسمتى كه در ذيل روايت كشى راجع بوفات هشام بن الحكم ديده شده
١٢٢ ص
(٤٩)
50 - شرح حال مرحوم علامهء مجلسى (قدس سره)
١٢٤ ص
(٥٠)
51 - نقل معانى (زنديق) از فرهنگ نفيسى
١٢٦ ص
(٥١)
52 - معانيى كه دانشمندان براى كلمهء (استوا) و (عرش) ذكر كرده‌اند واينكه كداميك از آن معانى مناسب با مقام است
١٢٧ ص
(٥٢)
53 - نقل كلام فخر الاسلام از كتاب خلاصة الكلام براى توضيح عقيدهء مسيحيان
١٣٧ ص
(٥٣)
54 - بررسى عقايد صوفيه و نقل بعضى از كلمات شيخ عزيز نسفى
١٤٠ ص
(٥٤)
55 - ترجمهء ابن ابى العوجاء و نقل روايتى از كافى
١٤١ ص
(٥٥)
56 - شرح حال محمد بن يعقوب كلينى (قدس سره)
١٤٤ ص
(٥٦)
57 - شرح حال مرحوم فيض (قدس سره)
١٤٨ ص
(٥٧)
58 - شرح حال مرحوم صدر المتألهين (قدس سره)
١٤٩ ص
(٥٨)
59 - نقل كلام امير المؤمنين براى تأييد اينكه اختلاف شب و روز وحركت آفتاب وماه دو دليل جداگانه مىباشد
١٥٣ ص
(٥٩)
60 - ذكر طبقات شش گانه چشم و توضيح آنها
١٥٧ ص
(٦٠)
61 - ترجمهء ديصانيه و عقايد فرق مختلفة آنان
١٧٢ ص
(٦١)
62 - شرح حال مانى و عقايدش (نقل از ملل و نحل شهرستانى)
١٧٣ ص
(٦٢)
63 - شرح حال مرقيونيه و فرق آنان (نقل از ملل و نحل شهرستانى)
١٧٥ ص
(٦٣)
64 - ذكر روايتى در تأييد معنايى كه مرحوم ميرداماد (قدس سره) براى (صمد) ذكر كرده
١٨٥ ص
(٦٤)
65 - ترجمهء معاوية بن وهب
١٨٨ ص
(٦٥)
66 - نقل روايتى كه امير المؤمنين (ع) معانى (واحد) را در آن بيان فرموده
١٨٩ ص
(٦٦)
67 - ترجمه وشرح حال خواجهء طوسى (قدس سره)
٢١٠ ص
(٦٧)
68 - ترجمهء فاضل استرآبادى (قدس سره)
٢١٣ ص
(٦٨)
69 - نقل روايتى از امام هشتم براى تأييد معنايى كه فاضل استرآبادى براى امر بين الامرين فرموده
٢١٤ ص
(٦٩)
70 - ذكر روايتى براى تأييد معناى چهارم
٢١٦ ص
(٧٠)
71 - بيان مراد (قول) در آيهء شريفه (فبشر عبادى الذين يستمعون القول الآية)
٢٣٧ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
تعريف الكتاب ١ ص
تعريف الكتاب ٣ ص
مقدمة ٤ ص
مقدمة ٥ ص
مقدمة ٦ ص

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت (فارسي) - سيد أحمد صفائي - الصفحة ١٥٧ - ٦٠ - ذكر طبقات شش گانه چشم و توضيح آنها

" امام ": چند حس دارى؟
" هشام ": پنج حس.
" امام ": كدام يك از حواس تو كوچكتر است؟
" هشام ": حاسه چشم كوچكتر از ساير حواس است.
" امام ": حجم اين حاسه چقدر است؟
" هشام ": به اندازه يك عدس بلكه كوچكتر از آن است. (١)

(١) گر چه حجم چشم ظاهرا بيشتر از مقدار يك عدس است لكن آن قسمتى كه وظيفه حساس عكاسى را انجام مىدهد بيشتر از مقدار يك عدس نيست و ما طبقات چشم را بطور اجمال بشرح زير بيان مىكنيم:
١ - " صلبيه "، و آن يك پوسته سفيد رنگ سختى است به صخامت يك ميليمتر كه مانند لفاف از هر طرف، چشم را احاطه كرده و وظيفه آن محافظت چشم است، در قسمت جلو تحدب آن بيشتر و قسمت مرئى چشم را كه " قرنيه " نام دارد تشكيل مىدهد.
٢ - " مشيميه " - و آن طبقه نازك گوشتى است كه پر از رگها است و بى شباهت به پرده بچه‌دان نيست و بدين مناسبت " مشيميه " اش گويند. وظيفه آن تأمين غذاى چشم و تعديل حرارت آن است، قسمت جلو اين پرده تغيير شكل داده و سياهى چشم را تشكيل مىدهد كه گاهى به رنگ كبود يا سبز يا رنگى كه ميشى نام دارد جلوه مىكند و اين قسمت را " عنبيه " مىگويند و عمل آن جمع آورى ارتعاشات نور و باز و بسته كردن مردمك است.
" مردمك " همان سوراخى است كه در وسط " عنبيه " قرار دارد و در پشت آن تاريك خانه چشم قرار گرفته و به همين جهت سياه به نظر مىرسد. " مردمك " در مقابل تغيير نور به آسانى كوچك و بزرگ مىشود هر اندازه نور زيادتر باشد تنگ تر و هر گاه نور كم باشد وسيعتر مىشود و در نتيجه امواج نور را به مقادير ثابتى وارد تاريك خانه چشم مىكند.
٣ - " شبكيه " و آن مهمترين عضو دستگاه بينائى است. و در اثر شباهتش به پنجره " شبكيه " ناميده مىشود و آن عبارت از يك پرده عصبى است كه بوسيله اعصاب باصره به مغز ارتباط دارد. و در آن دو قسمت وجود دارد يكى نقطه سفيد رنگ بنام " پاپى " كه مركز عصب بينائى و رگها است و ديگر نقطه زرد رنگى است بيضى شكل بنام " لكه زرد " كه صورت اشياء ابتدا در آن منعكس شده سپس به مغز انتقال پيدا مىكند. و كوچكترين خللى در آن با كورى توأم خواهد بود.
٤ - " زلاليه " - در ميان طبقه اول و دوم چشم ما بين " قرنيه " و " عنبيه " محوطه‌اى است به عرض سه الى چهار ميليمتر كه از مايع شفاف و زلالى مملو است و به همين جهت آن را " زلاليه " مى نامند. وظيفه آن اين است كه مطابق قانون انكسار نور در مايعات، اشعه نورانى را شكست داده و براى منعكس ساختن به روى نقطه زرد آماده مىنمايد.
٥ - " جليديه " - در پشت پرده دوم جسم شفافى شبيه بذره بينهاى معمولى قرار گرفته كه ضخامت آن در حدود سه الى چهار ميليمتر مىباشد. " جليديه " در قسمت مركزى محكم و اطراف آن نرم و قابل ارتجاع است و بوسيله عضلاتى كه از هر طرف آن را گرفته‌اند مىتواند تغيير شكل دهد. وظيفه " جليديه " در چشم همان وظيفه عدسى در دوربين هاى عكاسى است و صورت هاى مختلف را مطابق قانون انعكاس نور در عدسىهاى محدب الطرفين به روى لكه زرد منعكس مىسازد.
٦ - " زجاجيه " - در عقب " جلديه " تاريكخانه‌اى است كه تمام فضاى آن از يك مايع ژلاتينى شفاف شبيه به شيشه گداخته پر شده است و بدين مناسبت اين طبقه را " زجاجيه " ناميده اند و پوسته شفافى آن را محافظت مىكند. كار اين مايع نيز انكسار نور و تطبيق كردن صور اجسام به روى لكه زرد است.
اين نكته شايان توجه است كه عكاسها براى عكس بردارى مدتى دوربين را اين طرف و آن طرف و بالا و پائين و جلو و عقب مىبرند تا بتوانند تصوير را درست روى فيلم منعكس نموده يك عكس بردارند، ولى انسان به آسانى مىتواند در ظرف يك دقيقه صدها عكس از دور و نزديك كوچك و بزرگ تهيه نموده به مغز تحويل دهد. على اين سرعت دو چيز ست: ١ - عضلات محرك چشم. ٢ - عضلات تطبيق كه در اطراف عدسى چشم قرار دارند با انقباض و انبساط خود وضع عدسى را تغيير داده مقدار تحدب را كم و زياد مىكنند و در نتيجه يك عدسى كار صدها عدسى مختلف را انجام مىدهد و اين عمل به اندازه اى با سرعت انجام مىگيرد كه معمولا براى انسان قابل احساس نيست.
(١٥٧)