فلسفه شهادت - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧ - راستى چه كسى پيروز شد؟
آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ شايسته است؟
آنها كه اين ايراد را مطرح مىكنند، «فلسفه عزادارى» را نمىدانند و آن را با گريههاى ذليلانه اشتباه مىكنند.
«گريه» و جريان قطرههاى اشك از «چشم» كه دريچه قلب آدمى است، چهارگونه است:
١- گريههاى شوق
گريه مادرى كه از ديدن فرزند دلبند گمشده خويش، پس از چندين سال، سر داده مىشود، و يا گريه شادى آفرين و رضايت بار عاشق پاكبازى كه پس از يك عمر محروميّت معشوق خود را مىيابد گريه شوق است.
قسمت زيادى از حماسههاى كربلا شوق آفرين و شورانگيز است و به دنبال آن سيلاب اشك شوق به خاطر آن همه رشادتها، فداكارىها، شجاعتها، آزادمردىها، و سخنرانىهاى آتشين مردان و زنان به ظاهر اسير، از ديدگان شنونده سرازير مىگردد؛ آيا اين گريه دليل بر شكست است؟