تحقيقى جديد در باره رمى جمرات - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦ - شواهد جديدى از كلمات بزرگان فقهاء
٨- در همان كتاب از «ابن حاجب» كه از فقهاى مالكى قرن هفتم است چنين نقل مىكند:
«و اراد ابن الحاجت بالجمرة رأس المرمى، لا البناء الشاخص؛
ابن حاجب منظورش اين است كه نوك محل سنگريزهها را بزند نه ستون شاخص را!»
٩- در همان كتاب از ابن العلى مالكى نقل مىكند:
«ان بعض المتأخرين من المالكية حذر من الرمى فى البناء الذي هنالك و قال انه لو رمى اليه لم يجزه؛
بعضى از علماى متأخرين مالكيه مردم را برحذر داشتهاند كه سنگ را به بنائى كه در آنجاست نزنند و گفتهاند اگر به آن بزنند كافى نيست»! (بازهم دقّت فرماييد)
١٠- در همان كتاب آمده است:
«و قال الشهيد ان لو وقعت على ما هو اعلى من الجمرة ثم استرسلت اجزأت؛
شهيد اوّل و دوّم (از علماى بزرگ اماميّه) گفتهاند هرگاه سنگريزهها بالاتر از جمره بيافتد سپس بغلتد (و در جمره قرار گيرد) كافى است».
تعبير «ثم استرسلت» گواه روشن ديگرى است بر مطلوب.