تحقيقى جديد در باره رمى جمرات - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - شواهد جديدى از كلمات بزرگان فقهاء

در آن فرود آيد به سراغ جمره عقبه برود و در برابر آن بايستد و بالاى آن نايستد». [١]

به يقين هيچ آدم عاقلى بالاى ستون نمى‌ايستد بلكه منظور نهى از ايستادن طرف بالاى آن قطعه زمين است.

٤- در «اصباح الشيعة» مى‌گويد:

«و يستحب ان يقف من قبل وجه الجمرة و لا يقف من اعلاها

؛ مستحب است در مقابل جمره بايستد و طرف بالاى آن نايستد». [٢]

اين تعبير نيز مانند تعبيرى است كه در «كافى» آمده بود.

٥- در كتاب «شرايع» (از يحيى بن سعيد) مى‌خوانيم:

«فالواجب فيه النية و العدد .... و اصابة الجمرة بها بما يفعله فلو وقعت على شى‌ء و انحدرت على الجمرة جاز ...

؛ واجب است در رمى نيّت كند و عدد (هفت) نيز شرط است و بايد به وسيله او به جمره اصابت كند و اگر روى چيزى واقع شود و از آن سرازير گردد و به وسيله آن به جمره برسد كافى است». [٣]

٦- مرحوم «شيخ الطائفه» در «نهايه» مى‌فرمايد:

«فان رمى بحصاة فوقعت فى مَحْمِلِه اعاد مكانها حصاة اخرى، فان اصابت انساناً او دابة ثم وقعت على الجمرة فقد اجزأه‌

؛ هرگاه سنگى بيندازند و در محمل بيافتد بايد به جاى آن، سنگ ديگرى پرتاب كند، و هرگاه به انسان يا حيوانى اصابت كند و روى جمره بيافتد كافى است». [٤]


[١] سلسلة الينابيع الفقهية، جلد ٧، صفحه ١٦٠.

[٢] سلسلة الينابيع الفقهية، جلد ٨، صفحه ٦٣٥.

[٣] سلسلة الينابيع الفقهية، جلد ٨، صفحه ٦٣٥.

[٤] سلسلة الينابيع الفقهية، جلد ٧، صفحه ٢٠٨.