تحقيقى جديد در باره رمى جمرات - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٧ - استقبال چشمگير نخبگان و نقدها
بودن ستون موجود در آن دوران باشد اين گونه تعبيرات لااقل علم بعدم وجود را غير مقدور مىنمايد.
٢- روايت ديگرى در صفحه ١٧١ آمده است
«ثم اتت جمرة القصوى التى عند العقبة فارمها من قبل وجهها و لا ترمها من اعلاها الخ»
به نظر مىرسد كه در آن محل ستونى بوده است و دستور استحبابى و يا ارشادى به اين است كه آن مقدار از ستون كه مواجه شخص رامى هست رمى شود نه آن مقدارى كه مرتفع است، و اين توجيه در روايت از آنچه جنابعالى در تفسير روايت فرمودهايد مناسبتر به نظر مىرسد.
٣- تغييراتى كه در مشاعر حج به وجود آمده است به خاطر حساسيتى كه نسبت به آنها بوده است همواره مورد توجّه تاريخنويسان بوده است، بنابراين بعيد به نظر مىرسد كه ساخت يك ستون در محل جمره بدون هيچ گونه ذكرى واقع شده باشد.
٤- مستحب است انداختن ريگ «خذفاً» باشد و تفسير خذف به اين است كه سنگريزه روى ناخن انگشت اشاره و زير انگشت بزرگ باشد و ريگ انداختن به اين كيفيت مناسبت با ستون مرتفع دارد نه با محل غير مرتفع كه مساوى زمين است!