تحقيقى جديد در باره رمى جمرات - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١ - دو يادآورى لازم

دو يادآورى لازم‌

١- به نظر مى‌رسد بناى ستون فعلى در زمان قدماى اصحاب مطلقا وجود نداشته؛ و يا اگر بوده به عنوان علامت بوده است زيرا عبارت «مبسوط» [١] به وضوح دلالت بر اين معنى دارد؛ همچنين كلامى كه از يحيى بن سعيد حلّى در «الجامع للشرائع» در دست داريم كه آن نيز به خوبى شهادت بر اين معنى مى‌دهد؛ زيرا مى‌گويد:

«و لا تقف على الجمرة»؛

«روى جمره نايست.» [٢]

به يقين اگر جمره ستونى بود، ايستادن روى آن مطلب مضحكى بود، بلكه منظور اين است كه در يك طرف گودال، يا محلّ اجتماع سنگ‌ها بايستد؛ زيرا بعضى از فقها عقيده داشته‌اند كه مى‌توان در يك گوشه آن ايستاد و گوشه ديگر را رمى كرد، هر چند بعضى ديگر عقيده دارند كه اين كار جايز نيست.

از كلام «مدارك» نيز استفاده مى‌شود كه اعتقاد ايشان هم بر اين بوده كه احتمالًا ستون‌ها در زمان‌هاى گذشته وجود نداشته‌اند؛ زيرا مى‌گويد:

«چون در زمان ما لفظ جمره به همين بنا گفته مى‌شود، احتياط ايجاب مى‌كند كه حجاج سنگ را به ستون‌ها بزنند.» [٣]


[١] مبسوط، جلد ١، صفحه ٣٦٩ و ٣٧٠.

[٢] الجامع للشرائع، صفحه ٢١٠.

[٣] مدارك، جلد ٨، صفحه ٩.