تحقيقى جديد در باره رمى جمرات - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٨ - ب اقوال فقهاى اهل سنّت
بالاى آن نرسد (به بالاى سنگريزهها نرسد) كافى است». [١]
روشن است كه منظور از «رأس» همان «رأس الحصى» و بالاى سنگريزههاست.
٣- محيى الدين نَوَوى، از فقهاى عامّه، در كتاب «روضة الطالبين» مىگويد:
«و لا يشترط كون الرامي خارج الجمرة، فلو وقف في الطرف و رمى الى الطرف الآخر جاز
؛ شرط نيست كه رمىكننده بيرون از جمره بايستد، بلكه اگر در يك طرف جمره بايستد و به طرف ديگر رمى كند كافى است». [٢]
اين تعبير به خوبى نشان مىدهد كه جمره دايرهاى است كه سنگها را بر آن مىاندازند و او لازم نمىداند كه انسان در بيرون اين دايره بايستد، بلكه اگر در يك طرف دايره بايستد و به طرف ديگر دايره سنگ بزند كافى است.
٤- نامبرده در كتاب ديگرش «المجموع» مىگويد:
«و المراد (مِن الجمرة) مجتمع الحصى في موضعه المعروف و هو الذي كان في زمان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله ... و لو نحى الحصى من موضعه الشرعي و رمى الى «نفس الأرض» اجزأ، لأنّه رمى في موضع الرمي. هذا الّذي ذكرته هو المشهور و هو الثواب؛
مراد از جمره همان محلّ اجتماع سنگريزههاست در همان محلّ
[١] المدونة الكبرى، جلد ١، صفحه ٣٢٥، دار الفكر، ١٤١١.
[٢] روضة الطالبين، جلد ٣، صفحه ١١٥، چاپ سوّم، ١٤١٢.