ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الانبياء (ص)

ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الانبياء (ص) - محدّث نورى، ميرزا حسين - الصفحة ٤١٥

اتّفاقى باشد ، نه اسناد و نه حكم شرعى. توضيح آن كه اهل سنّت ، در ولادت حضرت ختمى مآب صلى الله عليه و آله خلاف كردند در وقت ولادت كه در روز بود يا شب؟ و در چه وقت روز بود ، صبح يا ظهر؟ و در ماه ولادت كه در روز آن ماه و در سال ولادت و در محلّ ولادت و از خلافى بودن ماه و سال ولادت كه غالباً طُرُق معرفت به آنها بيشتر است ، حال روزش معلوم مى شود و ما در نقل اقوال و جرح آنها قناعت مى كنيم به آنچه شيخ على بن احمد بن على ، ملقّب به نور الدين حلبى قاهرى شافعى كه در سنه هزار و چهل و چهار وفات كرده ، در كتاب إنسان العيون في سيرة الأمين و المأمون ، معروف به سيره حلبيه ذكر كرده و اين سيره كه احسن سيره اى است كه به نظر رسيده ملخص دو سيره نبويه است: يكى عيون الأثر ابو الفتح اندلسى ، معروف به «ابن سيد الناس» كه گفته اند او بهترين كتابى است كه در اين باب تأليف شده ، و ديگرى سيره نبويه شمس شامى است: چون اوّلى در اسناد ، طولى داده [ و] دويمى تكرار داشت. [١] و سيد احمد شافعى معاصر كه در اين سنوات ، مفتى شافعيه است در مكّه معظّمه ، در اوّل سيره نبويه خود ، بعد از ذكر اين سه كتاب و سيره ابن هشام مى گويد: اينها صحيح تر كتبى است كه در اين فن نوشته شده و اين ، حاصل ترجمه عبارت اوست در باب مولد آن جناب صلى الله عليه و آله : به تحقيق كه خلاف شده در وقت ولادت آن جناب كه آيا شب بوده يا روز؟ بر فرض ثانى ، در چه وقتِ آن روز بوده و در ماه و سال و محلّ ولادت؟ پس بعضى گفتند كه در روز دوشنبه بود و بعضى گفتند كه در اين ، خلافى نيست ، قسم به خدا ؛ بلكه تخطئه كرده كسى را كه گفت: ولادت ، در روز جمعه بود ؛ و قتاده ، روايت كرده كه از آن حضرت ، از روز دوشنبه پرسيدند. فرمودند: «اين ، روزى است كه من در آن


[١] السيرة الحلبيه ، بيروت ، دارالمعرفة: بى تا ، ج١ ، ص٣ .[٢] يعنى مقارن با طلوع . (حاشيه)[٣] اين دو شعر از صلاح الدين صفدى است. در «رسالة الفضل المنيف في المولد الشريف» كه بعد از ذكر تاريخ ولادت ، چنانچه خواهد آمد ، گفته: { فيا وجهاً ما أبركه من مولودلياليه لئالي (كذا في نسخة الأصل ظ) في العقود } { و يا فصل يفصل به الباطلعن الحقّ في الهام و النجود } { يقول لنا لسان الحال منهو قول الحقّ يعذب للسميع } { أبيت فاشرقت في الأرض نوراًألا فانظر إلى المعنى البديع } { فذكري مثل قدري مثل فخريرفيع في رفيع في رفيع } و وجهى [... ]الخ . منه عفي عنه.[٤] عبد المؤمن بن خلف الدمياطى تونى كه در سنه ٧٠٥ وفات كرد. منه .[٥] ابن انس كه يكى از چهار امام سنى هاست . (در حاشيه نسخه)[٦] شهاب الدين احمد بن محمد خطيب قسطلانى مصرى شافعى ، صاحب المواهب اللدنية كه در سال ٩٢٣ق ، وفات كرد. منه .[٧] شيخ بدر الدين محمد بن بهادر بن عبد اللّه موصلى شافعى كه در سنه ٧٩٤ وفات كرد. منه[٨] عبارت عربى حديث ، اين است: «ولدت أنا و رسول [اللّه ] صلى الله عليه و آله يوم الفيل ضحى فنحن لدان» . منه (تاريخ مدينة دمشق ، تحقيق: على شيرى ، دارالفكر ، ١٤١٥ق ، ج٣ ، ص٧٣).[٩] كتاب الثقات ، ابن حبان ، دارالفكر ، بى تا ، ج١ ، ص١٤.[١٠] المستدرك على الصحيحين ، ج٢ ، ص٦٠٠ به بعد.[١١] السيرة النبوية ، ج١ ، ص٩٣ـ٩٦.