ميزان السماء در تعيين مولد خاتم الانبياء (ص) - محدّث نورى، ميرزا حسين - الصفحة ٤٣٨
نحوى كه آن را از بديهيات شمُرَند و همين قسم سيره و عمل ، بالنسبه به روز هفدهم هم هست و اگر قواعد تودّد دولتين ، مقتضى الحاد است در رسوم و آداب ، حتّى در امر دينيه ، پس بهتر آن است كه دُوَل ديگر ، متابعت كنند دولت عليّه ايران را ؛ چه ، سند اخبار علماء اماميه و عمل ايشان ، منتهى مى شود به اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله و هر كس ، تاريخ ولادت و عمر و وفات آباء و امّهات خود را بهتر داند از اجانب. البته حضرت جعفر بن محمد عليهماالسلام تاريخ وقايع جدّ خود را بهتر داند از محمد بن اسحاق كه در عصر آن جناب بود ، با آن كه مثل مالك بن انس امام مالكيه ، او را كذّاب داند و شيخ بخارى در صحيح خود ، از او نقل نكند. وقتى عبد اللّه بن الحسن بن الحسن عليهم السلام در مجلس هشام بن عبد الملك بود ، كلبى نيز حاضر بود. هشام از عبد اللّه پرسيد از مقدار عمر صديقه طاهره عليهاالسلام ، جوابى داد. از كلبى پرسيد. به خلاف او جواب داد. هشام به عبد اللّه گفت: نمى شنوى كلبى چه مى گويد؟ عبد اللّه گفت: أمير المؤمنين ، سؤال كرد از من از حال مادر من ، و من داناترم به او ، و از كلبى از مادر خودش پرسيد كه او داناتر است به او. و فاضل نحرير ، على بن عيسى اربلى در كشف الغُمة ، بعد از نقل اقوال اهل سنّت مى فرمايد: اختلاف ايشان در روز ولادت آن جنابْ سهل است ؛ زيرا كه عارف نبودند به آن و نويسنده و خواننده نبودند به ضبط مواليد پسرهاى خود. امّا اختلاف ايشان در روز وفات آن جناب ، عجيب است و تعجّبى در اين نيست به اختلاف ايشان در اذان و اقامه ، الخ. [١] و چنين است كه فرموده ده سال ، تقريباً ، مرد و زن صغير و كبير ، در سفر و حَضَر ، در پنج وقت در هر شبانه روز ، كلمات اذان و اقامه را شنيدند ، با قلّت و
[١] مروج الذهب ، تحقيق: اسعد داغر ، دارالأندلس ، ١٩٦٥ ، ج٢ ، ص٢٦٨.[٢] الأصول من الكافى ، بيروت: دارصعب ، ١٤٠١ق ، ج١ ، ص٤٣٩.[٣] مسار الشيعة ، مصنّفات شيخ مفيد ، دارالمفيد ، ١٤١٣ق ، ص٥٠ـ٥١.[٤] المقنعة ، دارالمفيد ، ١٤١٤ق ، ص٣٧١.[٥] مرآة الجنان ، ج٣، ص٥٤.[٦] كنز الفوائد ، تحقيق: عبد اللّه نعمة ، بيروت ، ١٤٠٥ق ، ج١ ، ص١٦٤ به بعد.[٧] تهذيب الأحكام ، ج٦ ، ص٢.[٨] مصباح المتهجّد ، بيروت: مؤسسة فقه الشيعة ، ١٤١١ق ، ص٧٩١.[٩] عبارت عدد [القوية] را مجلسى در جلد ششم و هشتم بحار نقل كرده و توسط ايشان نقل نمودم . منه . (العدد القويه ، تحقيق: سيد مهدى رجايى ، قم:١٤٠٨ق ، ص ١١٠).[١٠] العدد القوية ، ص١١١.[١١] الاقبال بالأعمال السنية ، ج٣ ، ص١٢١ـ١٢٢.[١٢] مناقب آل ابى طالب ، تحقيق: د.يوسف البقاعى ، بيروت: دارالأضواء ، ١٤١٢ق ، ج١ ، ص٢٢٢.[١٣] روضة الواعظين ، منشورات الشريف الرضى ، ج١ ، ص٧٠.[١٤] اعلام الورى ، تحقيق: قم: مؤسسة آل البيت ، ١٤١٧ق ، ص٤٢.[١٥] السرائر ، ج١ ، ص٤١٨. تقريباً همه فقها در مبحث «صوم» ، از استحباب روزه گرفتن در اين روز ، سخن گفته اند.[١٦] قصص الأنبياء ، تحقيق: غلامرضا عرفانيان ، آستان قدس رضوى ، ١٤٠٩ق ، ص٣١٦.[١٧] تذكرة الفقهاء ، تحقيق: آل البيت ، ١٤١٥ق ، ج٦ ، ص١٩٠.[١٨] سلسلة ينابيع الفقهيه ، على اصغر مرواريد ، ١٤١٠ق ، ج٦ ، ص٣٧٤.[١٩] سلسلة ينابيع الفقهية ، ج٦ ، ص٣٦٠.[٢٠] جنة الأمان الواقية ، تهران: دارالكتب العلمية ، ١٣٤٩ش ، ص٤٦٧.[٢١] الاقبال ، ج٣ ، ص١٢٢ به بعد.[٢٢] مصنفات شيخ مفيد ، ج٥ ، ص١٧٥.[٢٣] المزار ، مؤسسة المعارف الاسلامية ، ص٤٩ به بعد.[٢٤] تهذيب الأحكام ، ج٤ ، ص٣٠٥ ـ ٣٠٦.[٢٥] عماد الدين طوسى در ثاقب المناقب ، خبرى طولانى در معجزات حضرت كاظم عليه السلام نقل كرده و در آن جا مذكور است كه آن جناب ، كفنى از براى شطيطه نيشابوريه فرستادند و به رافع فرمودند: به او بگو كه اين ، از كفن هاى ماست از پنبه قريه ما «صريا» ، قريه فاطمه عليهاالسلام. بذر پنبه كه آن معظّمه ، به دست خود زرع مى كرد ، به جهت كفن اولاد خود (ر.ك: الثاقب فى المناقب ، تحقيق: نبيل رضا علوان ، قم: انصاريان ، ١٤١٢ق ، ص٤٤٣).[٢٦] مصباح المتهجّد ، ص٧٩١.[٢٧] روضة الواعظين ، ج١ ، ص٧٠.[٢٨] الفضائل ، ابن شاذان ، نجف: منشورات الحيدرية ، ١٣٩٨ق ، ص١٢ به بعد.[٢٩] المقنعة ، ص٣٧١.[٣٠] الاقبال ، ج٣ ، ص١٣٧ به بعد.[٣١] الخرائج والجرائح ، ج٢ ، ص٧٥٩.[٣٢] البداية و النهاية، ج١٢، ص١٧.[٣٣] مرآة الجنان ، ج٣ ، ص٢٢.[٣٤] الدرر الكامنة في أعيان المئة الثامنة ، دار إحياء التراث ، ج٢ ، ص٧١.[٣٥] متن اين رساله كه مرحوم محدث نورى نسخه اى نوشته شده به خط خود صفدى در اختيار داشته است ، هنوز به چاپ نرسيده است ، اما برخى از اين عبارت ها در اثر ذيل ياد شده است (الوافى بالوفيات ، ج١ ، ص٥٧).[٣٦] كشف الغمة ، ج١ ، ص١٤ـ١٥.[٣٧] وصول الأخيار ، ص٤٠.[٣٨] مجمع البحرين ، ذيل شرق.[٣٩] اقبال الأعمال ، ج٣ ، ص١٦٢.[٤٠] توبه ، آيه ٣٧.