گنج گهر (ترجمه منظوم نثر اللئالي) - نديمي - الصفحة ٢١٩
٢٥٦.وَيْلٌ لِمَنْ ساءَ خُلْقُهُ وقَبُحَ خَلْقُهُ .
.واى بر آن كس كه بد است خوى او و زشت است صورت او .
{ هر كه را خوى خوش بود خَلقى همه باشند بنده رويش } { نيست چيزى ز خوى بد ، بدتر واى بر هر كه بد بود خُويَش }
٢٥٧.وَحْدَةُ الْمَرءِ خَيْرٌ مِنْ جَلِيسِ السُّوءِ .
.تنهايى مرد ، بهتر است از هم نشين بد .
{ هر كه را نيست هم نشينِ نكو گو به خلوت ، مده كسى را يار } { مرد را زان كه هست تنهايى بهتر از هم نشين بد ، بسيار }
٢٥٨.وَ مِنْ كَلامِهِ : وَاسَاكَ مَنْ تَغَافَلَ عَنْكَ .
.و از كلام اوست : مواسات كرد با تو آن كس كه غافل شد از تو .
{ صحبت خلق ، جمله دردِ سر است نيست از دوستى كسى ، حاصل } { نشود رنجه چون مواسا كرد با تو آن كس كه از تو شد غافل }
٢٥٩.وَ مِنْ كَلامِهِ : وَالاَكَ مَنْ لَمْ يُعَادِلْكَ [١] .
.واز كلام اوست : دوستى كرد با تو آنكس كه دشمنى نكرد با تو .
چون بدت نيست ، جزا نيكى است بد مكافات بد مدان نيكو وين يقين دان كه دوستى كرده است آنكْ او دشمنى نكرد به تو [٢]
[١] خ ل : يُغادِرْكَ ، يُعادِكَ .[٢] در نسخه «ح» رباعى چنين آمده است : { چون بدت مى رسد، جزا نيكوست باش با هر كه بد كند نيكو } { دوستى كرد با تو بس شك نيست آن كه كم كرد دشمنى با تو }