گنج گهر (ترجمه منظوم نثر اللئالي) - نديمي - الصفحة ١٦١
١٢.وَمِنْ كَلامِهِ : بِرُّ الوالِدَيْنِ سَلَفٌ .
.و از كلام اوست : نيكويى با مادر و پدر ، پيش باز است .
پدر و مادر از تو گر راضى است در رضاى خداى افزايد نكويى كن به مادر و پدرت كان همه [١] پيش باز مى آيد
١٣.بَشِّرْ نَفْسَكَ بِالظَّفَرِ بَعْدَ الصَّبْرِ .
.بشارت ده نفس خود را به فيروزى بعد از صبر .
{ صبر ، تلخ است اگر چو زهر ، وليك نحس بسيار گشت سعد از صبر } { نفس را ده بشارتى كه تو را همه فيروزى است بعد از صبر }
١٤.وَقَالَ : بَرَكَةُ الْمَالِ فِي أدَاءِ الزَّكاة .
.و گفت : بركت مال در اداى زكات است
{ حقّ مالت به مستحق برسان تا بيابى زمال خود بركات } { چون ولىّ خداى گفت كه هست بركت مال در اداى زكات }
١٥.وَ مِنْ كَلامِهِ : بِعِ الدُّنيَا بالآخِرَةِ تَربَحُ .
.و از كلام اوست : بفروش دنيا را به آخرت ، تا سود يابى .
{ اى برادر! متاع دنيا را بفروش ، آخرت بخر ، زنهار } { سود تا يابى اندر اين سودا ور نه باشد ندامتْ آخر كار }
[١] در نسخه «ح» : كه همان .