گنج گهر (ترجمه منظوم نثر اللئالي)

گنج گهر (ترجمه منظوم نثر اللئالي) - نديمي - الصفحة ١٩٥

١٥٥.ضَاقَ صَدْرُهُ مَنْ ضَاقَ يَدُهُ .

.تنگى دل ، از تنگ دستى است .

{ دست هر كس گشاده است به مال دل او خرّم است و لبْ خندان } { وان كه را دست تنگ و دل تنگ است تنگى دل ، ز دستْ تنگى دان }

١٥٦.وَ قَالَ : ضَاقَتِ الدُّنيَا عَلَى الْمُتَبَاغِضِيْنَ .

.و گفت : تنگ شده است دنيا بر كسانى كه با هم دشمنى مى كنند .

{ بر سر دنيى گذاشتنى در نزاع اند خلق نافرجام } { هست دنيا بر آن كسانى تنگ كه به هم دشمنى كنند مدام }

١٥٧.طَابَ وَقتُ مَنْ وَثِقَ بِاللّه ِ .

.خوش وقت آن كس كه اعتماد كرد به خدا .

{ جز خدا بر كس اعتماد مكن تا شود حاجتت تمامْ روا } { اى خوشا وقت آن كس از خلقان كه بُود اعتماد او به خدا }

١٥٨.وَقاَلَ : طُوبى لِمَنْ رُزِقَ العَافِيَةَ .

.و گفت : خوش وقت آن كس كه روزى يافت به عافيت .

{ واى بر هر كه از حرام ز حرص جسته روزى خود ، شبان روزى } { اى خوش آن كس كه يافت در عالم از سعادت ، تعاقب روزى }

١٥٩.طُولُ الْعُمْرِ مَعَ الطَّاعَةِ مِنْ خِلَعِ الأنْبِيَاءِ .

.درازى عمر با طاعت ، از خلعت پيغمبران است .

{ عمر هر كس گذشت در طاعت آن عطا از حقش پسنديده است }