سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤
پژوهشى در معناى حكمت و أقسام آن
واژه حكمت در قرآن كريم بيست بار تكرار شده و خداوند متعال خود را بدين صفت وصف فرموده و در اين كتاب آسمانى نود و يك بار از آن تمجيد كرده است . عالمان لغوى براى واژه حكمت دو معناى بنيادين ياد كرده اند : معناى اوّل : منع ، از آن روى كه مانع از نادانى و كردار زشت است و معناى دوم : استوارى ، چون بر علم استوار و خالى از خلل اطلاق مى شود ، همچون معلومات عقلى حق و بطلان ناپذير و به دور از دروغ . ما با استفاده از احاديث و نيز تفاسير متعدد ، حكمت را عبارت از مقدمات علمى ، عملى و روحى براى نيل انسان به هدف والايش مى دانيم و آنچه را در تفسير حكمت مى آيد مصداقهاى اين معناست. در پرتو تعريف مذكور حكمت سه گونه مى شود : حكمت نظرى و حكمت عملى و حكمت حقيقى. اين سه همچون پله هاى نردبان استوارى هستند كه زمينه و مايه اعتلاى آدمى به مقام انسان كامل بلكه نزديك شدن به كمال مطلق است . پيامبران ، نخستين پله اين نردبان را بنا نهادند و وظيفه انسان است كه پله دوم را بسازد و امّا نردبان سوم در اختيار خداى متعال است كه آن را كار گذارد .
١ . حكمت نظرى
حكمت نظرى مقدمه علمى رسيدن به هدف اعلاى انسانى