سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١
آيا فنون و ابزار دزدى ، قتل و فساد را مى توان علم ناميد؟ آيا دانشى كه جامعه را به تباهى مى كشد ، علم و نور است و يا جهل و ظلمت ؟ اين است معناى سخن رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود : «برخى از دانش ها نادانى است» [١] . و از اين روست كه بى آنكه دچار تناقض گويى شويم مى توانيم دانش را نادانى بدانيم زيرا هنگامى كه علم جوهر و خاصيت نداشته باشد با جهل يكى است و از همين رو امام على عليه السلاممى فرمايد : «دانش خود را به نادانى تبديل نكنيد» [٢] ؛ يعنى كارى نكنيد كه علم بى خاصيت شود و نام علم از آن سلب شود . علم در دنياى امروز با از دست دادن جوهر و جهت راستين خود به اين سرنوشت شوم گرفتار شده كه همچون جهل ، كُشنده و فاسد كننده و خانمانسوز گرديده است ، بلكه از جهل نيز زيانبارتر گشته است . حضرت على عليه السلام چه زيبا و دقيق فرموده است :
.«بسى دانشمند كه نادانى اش او را كشته و دانشى كه به همراه داشته ، او را سودى نبخشيده است» [٣] .
سرنوشت رقت انگيز عالمى كه از جهل هلاك مى شود شگفت انگيز است . هنگامى كه سعد بن ابى وقاص گزارش سفرش را براى پيامبر صلى الله عليه و آله نقل مى كند ، جهل آنان را چنين به تصوير مى كشد : «اى پيامبر خدا! من از نزد قومى به سوى تو مى آيم كه آنان و چهار پايانشان يكسان اند . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : اى سعد! آيا تو را به شگفت تر از اين آگاه نكنم؟ قومى كه آنچه را اينان نمى دانند
[١] تحف العقول : ص٥٧.[٢] نهج البلاغه : حكمت ٢٧٤.[٣] نهج البلاغه : حكمت ١٠٧.