سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨
دهند كه جز او هيچ معبودى نيست» [١] و يا «آنان كه دانش يافته اند مى دانند كه آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده ، حقّ است» [٢] و يا «از ميان بندگان خدا تنها دانايان از او بيم دارند» [٣] ، سخن از حقيقت و جوهر علم است . وآنجا كه گفته مى شود : «فقط پس از آن كه علم برايشان حاصل آمد ، راه تفرقه پيمودند» [٤] و يا «كسانى كه كتابِ آسمانى به آنان داده شده با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان حاصل آمد» [٥] ، سخن از ظاهر و پوسته علم است . در اينجا سه سؤال مطرح مى شود كه حقيقت علم چيست ؟ و چگونه مى توان با شناخت ويژگيهاى حقيقت علم آن را از ظاهر و پوسته اش تميز داد ؟ و چگونه مى توان آن را تحصيل كرد؟
حقيقت علم
حقيقت علم نورى است كه در پرتو آن ، انسان جهان را آن گونه كه هست مى بيند و جايگاه خود را در هستى مى يابد . نور علم مراتبى دارد كه بالاترين آن نه تنها انسان را با راه تكامل خود آشنا مى كند بلكه او را در اين مسير حركت مى دهد و به مقصد اعلاى انسانيّت مى رساند . قرآن كريم باصراحت از اين نور سخن مى گويد: «آيا كسى كه مرده دل بود و زنده اش كرديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن در ميان مردم برود ، چون كسى
[١] سوره بقره، آيه ١٨٥ .[٢] سوره فاطر، آيه ٢٨.[٣] سوره جاثيه، آيه ٢٣.[٤] سوره شورى، آيه ١٤.[٥] سوره آل عمران، آيه ١٩.