سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٦
٥١٢.امام على عليه السلام : ايشان و به دست آوردن فضيلتهاى آنان است . [١]
ط : خدمت به وى
٥١٣.امام على عليه السلام : هرگاه دانشمندى را ديدى ، به خدمتش درآى . [٢]
٥١٤.عيسى عليه السلام : سزاوارترين مردم به خدمت ، دانشمند است . [٣]
ى : ستيزه نكردن با وى
٥١٥.امام كاظم عليه السلام ـ در سفارش به هشام بن حكم ـ : دانشمند را براى دانشش بزرگ بشمار و درگيرى با وى را واگذار . [٤]
٥١٦.لقمان حكيم : با دانشمندان مجادله مكن كه بر آنان سبك آيى و تو را برانند و با كم خردان نيز مجادله مكن كه بر تو نادانى كنند و ناسزايت گويند ، ولى در برابر آنكه در دانش برتر از توست ، شكيبايى پيشه كن و نيز با آنكه فروتر از توست . تنها آن كس به شمار دانشمندان در مى آيد كه در برابر آنها شكيبايى و با آنان همراهى كند و با نرمى از دانششان برگيرد . [٥]
٣ / ٢
حقوق آموزگار
٥١٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هركس به شخصى مسأله اى بياموزد ، مالكش مى گردد . گفته شد : آيا وى را خريد و فروش هم مى كند؟
[١] غرر الحكم : ٩٨٠٤ ، ٤٠٤٤ .[٢] الكافى : ج ١ ، ص ٣٧ ، ح ٦.[٣] تحف العقول : ٣٩٤ .[٤] جامع بيان العلم : ج ١ ، ص ١٠٧ .