سيماي علم و حكمت در قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٠
٢٦٢.امام كاظم عليه السلام : اى هشام! مسيح به حواريّون خود فرمود : . . . اگر چراغى را كه با قير مى سوزد در شبى تاريك بيابيد ، از پرتو آن روشنى مى گيريد و بوى بدش ، مانع استفاده شما نمى شود؛ همين گونه سزاست كه حكمت را از هركس كه پيش او يافتيد ، بگيريد و بى علاقگى او مانع شما نشود . [١]
بيان:
در احاديث اين بخش بر پذيرش حق و فراگيرى حكمت و علم از هر كس ـ حتى مشركان ـ تأكيد شده است؛ در حالى كه در احاديث سابق در فصل «انتخاب آموزگار شايسته» براى معلّم شرطهايى بيان شده بود . در جمع ميان اين احاديث بايد گفت پذيرفتن حق از هر كس ، منافاتى با انتخاب معلّم صالح ندارد؛ زيرا پذيرش حق ، شرط ندارد امّا انتخاب معلّم رسمى داراى شرط است . زيرا روحيه معلّم و اخلاقش در تربيت وپرورش متعلّم نقش اساسى دارد . از اين رو معلّم بايد داراى اخلاق نيكو باشد؛ چون آموزش با پرورش همراه است . افزون بر اينكه اگر معلّم ناصالح بوده و به علم خود عامل نباشد ، ممكن است در لابلاى مطالب صحيح ، مطالب نادرست را نيز القا كند ومتعلّم متوجه آن نشود و يا حتى آنگاه كه مطلب درستى را كه خود بدان عامل نيست بيان مى كند ، اين حالت به متعلّم نيز سرايت كند ؛ در حالى كه اين آفات در تعلّم موردى و پذيرش حقّ از فرد ناصالحى كه معلّم رسمى انسان نيست، وجود ندارد .
[١] تحف العقول : ٣٩٢ و ص ٥٠٨ .