قانون العدالة - حسين بن سيف الدين هروي - الصفحة ٤١
. { پادشه گر نبودى ، آدميانهر چه مى خواستند ، مى كردند } { گر نبودى ز حاكمان ترسانخون هم را چو آب مى خوردند }
حديث نهم
.ما أَنْكَرْتُم مِنْ سُلْطانِكُم فبما نَقَصْتُمْ مِنْ أَعْمالِكُم.
.يعنى: زيادتى كه به شما مى رسد از [سم] پادشاه ، به سبب نقصان اعمال شماست. { بر سرِ خلق آنچه مى آيدشاه را در ميان ، گناهى نيست } { از عمل هاى زشت ايشان استواندر اين ، هيچ اشتباهى نيست }
حديث دهم
.اِنَّ أَحَبَّ النّاس إِلى اللّه ِ يَوْم القِيامَةِ وَ أَقْرَبَهُم مِنْه مَجْلِسا إِمامٌ عادِل، وَ إِنَّ أَبْغَضَ النّاسِ إِلَى اللّه ِ يَوْمَ القِيامَةِ وَ أَبْعَدَهم مِنْه مَجْلِسا إِمامٌ جائِرٌ. [١]
.يعنى: به تحقيق كه دوست ترين آدميان به خدا و نزديك تر ايشان از روى قرب به حضرت اعلى ـ تقدّس و تعالى ـ در روز جزا ، پادشاه عادل است كه به عدل و احسان با مسلمانان زندگانى كرده، و دشمن ترينِ خلق از روى غضب در روز قيامت و دورترينِ ايشان از روى مجالست به درگاه عزّت ، پادشاه ظالم است كه به جور و عدوان بر زيردستان تعدّى نموده . { شاه عادل به نزد حق باشدروز محشر ، احبّ و هم اقرب } { شاه ظالم ز دور بنشستهبا چنان حال ، مستحقّ غضب }
حديث يازدهم
.ما مِنْ شَيْءٍ أَعَبُّ نَفْعا مِنْ رِفْقِ إِمام وَ عَدْلِه ، وَ ما مِنْ شَيْءٍ أَعَمُّ ضَرّا مِنْ خُرقِ إِمامٍ وَ جَورِهِ.
.يعنى: هيچ نفع ، پُر فايده تر از رفق و عدل پادشاه نيست، و هيچ ضرر ، زياده تر از
[١] روضة الواعظين ، ص ٤٦٧ ؛ بحارالأنوار ، ج ٧٢ ، ص ٣٥١ ؛ مسند أحمد ، ج ٣ ، ص ٢٢ ؛ سنن الترهذي ، ج٢، ص ٣٩٤ (ح ١٣٤٤) ؛ السنن الكبرى ، ج ١٠، ص ٨٨ ؛ مسند ابن المبارك ، ص ١٦٤ ؛ كنز العمال ، ج ٦ ، ص١٠ ، (ح ١٤٦٠٧).