مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٩٣
خودآگاه و بسيارى هم به طور ناخودآگاه و به طور غيرمستقيم است و همه آن با حضور ذهن آگاهانه نيست . شايد حاصل كار ما بعدا در يك نسل ديگر ثمر بدهد . پس بگوييم دين ما انسان شناسى اش اين است ، نگاهش به جامعه اين است ؛ همان نگاه دينى كلى غير متعيّن ، يعنى لزوما يك جامعه خاص را توضيح نمى دهد . بعد آن نگاه را به كنارى مى نهيم . پس ما مجازيم اين كار را انجام دهيم و آن هستى شناسى و معرفت شناسى را جلو ببريم . به نظر مى آيد اين كار خيلى دشوار است و به يقين نمى توان زياد در مورد آن سخن گفت ، اما اين هم يك راه است و بايد آن را آزمايش كرد . اين است كه بياييم اين چارچوب ها را بچينيم و ببينيم براساس آن ها ، جامعه واقعى متعيّنِ موجود چگونه است . مثلاً فرض كنيد عامل تصادفات جاده اى در ايران چيست؟ من اين را بسيار دشوار و تا حدى غير عملى مى بينيم؛ يعنى دست كم بر خلاف مسير طبيعى رشد علم و دانش بشرى است كه ما از اين طرف بخواهيم برويم . به نظر من ، اين كار به سهولت امكان پذير نيست ، اگر نگوييم غير ممكن است؛ ولى البته اين هم يك راه است . مستقيم ترين و نزديك ترين راه ، اين است كه در بحث حديث ، به احاديثى بها دهيم كه آشكارا يا به طور ضمنى ، براى ما توصيفى از واقعيت ها را در مورد جامعه بيان مى كنند ، و تاريخ اجتماعى آن جامعه به خصوص را مى دهند . از اين رو ، چون مأموريت دين به طور مستقيم اين نبوده ، پيدا كردن اين چيزى كه ما دنبال آن هستيم ، يعنى معرفت يا ايجاد مكتبى در جامعه ، كار سختى است و آسان نيست. به نظر من ، اگر لا به لاى اين خاك ، ذرّات طلايى هست كه بايد با طى مراحلى به آن برسيم ، بايدتلاش كرد. انتظار بيخودى است اگر از داخل خاك ، شمش طلاى آماده بخواهيم كه هزار رقم عمليات بر روى آن انجام مى گيرد تا طلا از آن تخريج شود و به صورت شمش طلا گردد . حالا كه ما اين شمش طلا را داريم ، بايد خيلى زحمت بكشيم . پس گزاره هاى توصيفى ـ تبيينى ، آن جا كه جامعه را توضيح مى دهد ، براى اين كار مفيد است. براى مثال ، فرض كنيد كه ما مى گوييم : «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ» . اين گزاره ، حكم يا قاعده اى است كه در مورد تغييرات اجتماعىِ جوامع بيان شده است . يا مثلاً در احاديث ، از انسانِ جامع ، همه جانبه و انسان كلى بحث مى شود ، نه يك انسان مشخص . آيا شما مى توانيد بگوييد طبقه كارگر چنين است؟