مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٦٦
آقاى دكتر ، مقصودتان آن است كه احاديث مى توانند در فرضيه سازى مفيد باشند؟
من نمى خواهم به فرضيه تعبير كنم؛ چون هنگامى كه مى گوييم فرضيه ، به گونه اى در دام يك جريان پوزيتيويستى افتاده ايم كه باز بر پايه جدايى واقعيت و نظر بنا شده است . من نمى خواهم اين را بگويم ، فقط مى خواهم عرض كنم كه براساس يك نگاه رئاليسيتى ، مى پذيرم كه مشاهدات ، مفهوم محورند . ببينيد ، سه تعريف از نظريه شده است : ديدگاه اول ، مربوط به استقراگرايان است كه معتقدند نظريه ، حكم نظم بخش به داده ها را دارد؛ يعنى داده ها را جمع مى كنيد و نظريه اين ها را طبقه بندى و نظم بخش مى كند . در واقع مى گويد ما از واقعيت شروع مى كنيم و واقعيت مدّ نظر ماست ، ولى باز همين هم براساس جدايى كامل بين نظريه و واقعيت مى باشد . ديدگاه دوم ، نقد ديدگاه اول ، ولى باز بر پايه جدايى نظريه از واقعيت استوار است . پيروان اين ديدگاه معتقدند كه ما از فرضيه شروع مى كنيم ، ولى در نهايت براساس جدايى نظريه از واقعيت داورى مى نماييم . ديدگاه سوم كه همان ديدگاه رئاليستى است ، مى گويد اين درست كه ما از مفهوم آغاز نموده و از واقعيت شروع نمى كنيم ، اما بين واقعيت و نظريه ، به جدايى و تفكيك صد در صد هم قائل نيستيم . بنابراين ، داورى ها هم پيچيده مى شود . من احساس مى كنم به هر حال بخشى از اين احاديث ، مى تواند در جريان آن بُعد مفهوم سازى قضيه و خَلق نظريه به ما كمك كند ، ضمن اين كه افزون بر اين ، بعضى از ساختارهاى اجتماعى را هم مى شود از متن احاديث بيرون كشيد؛ آن ساختارهاى دين كه ممكن است تحقق دينى پيدا كند يا پيدا كرده باشد و يا پيدا نكرده باشد . پس ما در هنگامى كه به دنبال روابط عام مى گرديم و مى خواهيم اين روابط را پيدا كنيم ، بايد ساختارهايى را بيابيم . اين مطالبى كه گفتم ، براساس رويكرد رئاليستى بود . اگر نگاه پوزيتويستى داشته باشيد ، اصلاً ساختارها را از واقعيت به دست مى آوريد و آن نگاه هاى پيشينِ مفهومى را بر نمى تابيد . اگر هرمنوتيكى و تفسيرى باشيد ، اصلاً هيچ ساختى را نمى توانيد مرتبط با خانه ها تبيين بكنيد . اما اكنون سخن در اين جاست كه آيا مى توان از اين احاديث در بُعد هرمنوتيكى استفاده كرد؟ من احساس مى كنم كه احاديث ، عام تر از اين حرف ها هستند كه بتوان نگاه هاى زمينه اى به آن ها داشت؛ چون تصوّر من اين است كه احاديث ، جنبه فرازمانى و فرامكانى دارند ؛ يعنى فقط براى جماعت شيعه مطرح نشده اند و احساس مى كنم مخاطبشان همه انسان ها هستند .