مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ١٤
ه ) رويكرد استنطاقى
در اين رويكرد قالب ها ، پرسش ها و سرفصل هاى مشخصى از جامعه شناسى استخراج و دسته بندى شده و آن گاه آن ها را درمقابل احاديث اجتماعى متناسب با آن قرار مى دهيم تا پاسخ معارف حديثى را در اين باره جويا شويم مثلاً تغيير اجتماعى چيست؟ عوامل تغييرات كدام است؟ كارگزاران تغيير چه افرادى هستند؟ كاركرد و آثار تغييرات در نهادهاى اجتماعى كدام است؟ ارتباط جامعه شناسى با حديث ، ارائه يكسرى پرسش هاى علمى و فنى است كه جامعه شناسى در اختيار پژوهشگر حديثى قرار مى دهد . البته تذكار چند نكته ضرورى است : يكى اين كه بايد از تفسير به رأى و تحميل نظر شخصى به روايات پرهيز كرد ، ديگر آن كه پاسخ دهنده و پژوهشگر بايد قدرت استنباط و برداشت صحيح از روايات داشته باشد ؛ چه بسا در فرايند پاسخ دهى به جمع بندى روايات ، به رفع تنافى هاى ظاهرى و تقديم و تأخيرهايى نياز داشته باشيم .
و) رويكرد روش شناختى
در جامعه شناسى پوزيتويستى ، تنها منبع ارزيابى فرضيه حس و تجربه است و شواهد تجربى ، معيار صحت و عدم صحت فرضيه ها به شمار مى آيد . در اين علم براى به دست آمدن نظريه علمى ، نخست مسأله مورد نظر تعريف عملياتى شده و سپس براساس مطالعات پيشين و انجام مصاحبه ها ، فرضيه اى براى حل آن ارائه مى شود و آن گاه از طريق تكنيك هاى تحقيق مانند مصاحبه و پرسشنامه ، داده هاى علمى گردآورى و تحليل مى شوند و در نهايت شواهد تجربى ، فرضيه مزبور را ردّ يا اثبات مى كنند . رويكرد ششم ناظر به اين مطلب است كه حديث به جاى حس و تجربه ، منبع شناخت و معيار ارزيابى فرضيه ها قرار گيرد . دكتر محمد امزيان معتقد است كه ضرورت دارد وحى در منابع معرفتى جامعه شناسى گنجانده شود و در اين خصوص ، سه نقش اساسى براى وحى در تحقيقات اجتماعى تبيين مى كند : ١ . اهميت وحى در ارزيابى منابع شناخت در جامعه شناسى ٢ . اهميت وحى در تصحيح اشتباهات متافيزيكى جامعه شناسى