مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ١١٥
ديگرى هم به دست مى آيد ؛ مثلاً اگر بين احاديث ناسازگارى پيش آيد ، مى توان گفت كه اين ها دو زبان مختلف دارند؛ زبان حديثى كه در نهج البلاغه آمده ، با زبان حديثى كه صد سال بعد از آن نقل شده ، دو زبان مختلف است . پس اين واژه در دو جا يك معنا نمى دهد. اين ها هم بعدا پيش مى آيد؛ يعنى بايد كار نظرى در اين باره انجام بدهيد. فعلاً به كار تجربى نيازى نداريد؛ البته با توجه به اين كه هدفْ تبيين يا پيش بينى باشد . براى مثال ، الآن مسأله در جامعه ما اين است كه چرا آمار طلاق رو به افزايش است؟ هر ديدگاه جامعه شناسى ، تحليل و تبيينى ارائه مى دهد؛ حتى ديدگاه هاى روان شناسى و زيستى هم تبيين مى كنند. اين ها همه شان در جاى خود معتبرند ، ولى شما كدام يك را مى پذيريد؟ به يقين آن ديدگاهى كه بهتر مى تواند پيش بينى يا تبيين كند. حالا شما بياييد به همين سؤال جواب بدهيد؛ يعنى بگوييد كه علت طلاق از نظر احاديث چيست ، بعد ببينيد آيا مى توانيد همه داده هاى طلاق را در جامعه ايران بر آن مبنا توضيح دهيد. نمى گويم صد در صد را توضيح مى دهيد ؛ چون هيچ نظريه اى اين ظرفيت را ندارد كه همه داده ها را در خود بگنجاند؛ بلكه همين كه بيست درصد آن را توضيح دهيد ، شما به يك نظريه رسيده ايد؛ يعنى مى توانيد ادعا كنيد. بعد آن وقت مى توانيد بگوييد حالا آيا اين نظريه ما ، با نظريه ديگر رفاقتى دارد ، رابطه اى دارد ، تناسبى دارد و همين طور؛ اما اگر از اوّل برويد به سراغ نظريه ها ، ديگر شما كار جديدى نكرده ايد؛ يعنى گويا خودتان را خلع سلاح كرده ايد و تابع آن ها شده ايد و فقط براى آن ها توجيهات درست مى كنيد . پس اوّل بايد به اين سؤال ها پاسخ بدهيد و بر مبناى احاديث برايش نظريه پردازى كنيد؛ يعنى بدانيد احاديث چه جوابى به شما مى دهند . بعد از داخل آن تبيين يا پيش بينى تان را بيرون بكشيد و ببينيد چقدر از داده ها را تقويت يا رد مى كنند. آن وقت معلوم مى شود كه اين براى تمام عرصه هاى ديگر الگو مى شود؛ يعنى آن علمى كه شما دنبال آن هستيد يا تئورى آن در پى آن هستيد ، به دست مى آيد . اساسا نظريه پردازى در غرب به اين شيوه شكل گرفته است؛ يعنى سؤالى پيش آمده و شروع كرده اند به جواب دادن. چون نظريات ديگر نمى توانسته اند جواب بدهند ، نظريه جديدى ايجاد شده است. شما هم مى توانيد از منظر حديث اين كار را انجام بدهيد .