مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ١١٣
چه انتظارى داريد. براى نمونه ، مى گويد اگر زمين به دور خورشيد مى گردد ، ما انتظار داريم فلان روز چه واقعه اى رخ بدهد؟ مى گوييم انتظار داريم خورشيد در فلان نقطه به اين صورت بشود يا مثلاً خورشيدگرفتگى رخ بدهد؛ يعنى براساس آن نظريه ، پيش بينى كرديد و انتظارى داريد. حالا اگر انتظار شما برآورده شد ، مى گوييم اثبات شده است. لاكاتوش بعد از پوپر گفت اصلاً اين طور نيست كه ما هر حرفى زديم ، بايد اثبات كنيم . ما اوّل از نظريه مان تبيين بيرون مى كشيم ، بعد اگر تبيينمان درست درآمد ، حرف هايمان درست است و لزومى هم ندارد كه در همه جا آن را اثبات و تكرار كنيم ؛ چون فقط استقراگرايى مى خواهد به قانون كلىِ گزاره عام تجربى برسد و هر بار بايد شواهد تجربى براى سخنانش بياورد . براى مثال ، اگر فرض كنيم اين كه مى گويند «اگر عالِمى فاسد شد ، عالَمى فاسد مى شود» گزاره درستى است ، براساس بحث لاكاتوش ، بايد مؤمن باشيد كه اين درست است و اگر ايمان خودتان را از دست بدهيد ، از اين برنامه پژوهشى خارج مى شويد؛ يعنى هيچ كس نمى تواند بدون ايمان به گزاره هاى اوليه ، كارى از پيش ببرد . در اين مثال ، اگر عالِمى فاسد شود ، عالَمى فاسد مى شود . اين جا بايد بگوييد كه منظور از عالِم كيست و اين جزء بحث هاى نظرى شماست . بايد معناى فساد را هم معلوم كرد. اگر فساد را تعريف كرديد و بعد گفتيد كه چون عالِم فاسد شد ، عالَم هم فاسد مى شود ، حرف شما درست است. يا پيش بينى مى كنيد و مى گوييد اگر اين عالِم دچار اين ويژگى ها بشود يا اين عالِمان دچار اين ويژگى ها بشوند ، اين تغييرات در اين جاها رخ خواهد داد كه مثلاً مى گوييم فساد عالَم است. اين كارى است كه تئورى پردازان مى كنند. آن ها فرضيه سازى مى كنند و تبيين درمى آورند ، بعد اگر پيش بينى شان درست درآمد يا توانستند تبيين كنند ، حرفشان قبول مى شود .
پس لازم نيست خيلى دنبال شواهد تجربى برويم ، بلكه به تعبير شما ، بايد در پى استلزامات باشيم .
بله ، مثلاً در همين تعاريف و گزاره هايى كه گفته شد ، فساد را چگونه تعريف مى كنيد؛ يعنى در واقع مشكل در تعريف فساد است كه چگونه فساد را تعريف بكنيم و مصداق هايش را بيابيم تا مصداق هايش ذهنى نباشد كه در تعيين فسادها تعارض پيش بيايد؛ يعنى بياييد درجه اى از اجماعِ فساد را بيان كنيد . شايد لازم باشد به خود احاديث مراجعه كنيد ؛ يعنى وقتى مى گوييد «اذا فسد العالِم فسد العالَم» ، براى فهم معنا و مصداق فساد ، بايد جاهاى