مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٨٦
٢ . مقدمات طرح بحث
حال در اين بحث كه فرموديد ، مقدماتى وجود دارد . مقدمه اول اين كه ، به نحو كلى بحث كنيم كه دين چه محتوايى دارد و شامل چه چيزهايى است . بعد در بخش متون دينى ، كه خود به منابع درجه اول و درجه دوم تقسيم مى شود ، ببينيم آيا در اين منابع ، ارتباطى با مضامين و مفاهيم جامعه شناسانه و دوره هاى جامعه شناختى وجود دارد يا نه ، بعد در سطحى ديگر ، چگونه مى شود بين اين ها ارتباط يا تلفيقى ايجاد كرد ، يا اگر ارتباط يا نسبت و مناسباتى وجود دارد ، آن را مشخص نمود و در يك خروجىِ مشخص تر بررسى كرد كه اين نسبت ، ميان مفاهيم و تئورى هاى جامعه شناختى و موضوعات و مضامين اجتماعى ، چگونه است . مقدمه دوم اين كه ، اين مسأله كه بين حديث و دانش علوم اجتماعى و جامعه شناختى ، يا مسايل مختلف اجتماعى نسبتى وجود دارد ، تابع آن ديدگاه كلى است كه دين و مضامين و متون دينى و محتواى آن ، مى تواند به عنوان منبعى براى فرضيه سازى و ساختن چارچوب يا ديدگاهى كه فرد محقق بتواند محفوظات بنيادى كار خود را از آن بگيرد ، قابل اعتناست. به طور كلى ، متون دينى دو نوع گزاره دارد : اول گزاره هايى كه به طور مشخص ارزش هنجارى هستند و تكليف يا امر مطلوب يا قاعده اى را بيان مى كنند ، و دوم گزاره هاى توصيفى و خبرى كه يك پديده يا ارتباط ميان پديده هايى را به طور آشكار بيان مى نمايند ، يا به طور غير مستقيم ، حاوى يك پيام شناختى نيستند ، اما به واقع بار معنايى دارند و شما بايد روى اين عرصه به خصوص كار جدّى كنيد ؛ به اين معنا كه اگر چه آن گزاره ها به طور مستقيم نشان دهنده توصيفى از يك امر واقعى يا تبيينى نيستند ، اما به صورت غيرمستقيم لوازمى دارد كه براى تحقق آن ها كه دستورات مطلوبى هم هستند ، بايد چارچوب هايى آماده يا التزاماتى پيش بينى كرد يا با روش تفهّمى ساختارى ، آن ها را در متن اجتماعى زمانى ـ مكانى خودش جاى داد و درك معنا كرد . پس در واقع براى فهم حديث ، فهم جامعه شناسانه را چه در وادى ارزشى يا غيرارزشى به خدمت گرفت؛ كارى كه علما انجام داده اند ، بى آن كه تحت عنوان يك رشته مشخصى طبقه بندى شده باشد . بنابراين ، در حقيقت مى توانيم بگوييم كه حتى نزد فقها به اين كار عمل مى شده و فهم فقيهان ، محدثان و عالمان از متون دينى ، در چارچوب معيّنى بوده است.