مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٨١
قضيه است؛ يعنى آن طرفى كه مربوط به نظريه سازى و مفهوم سازى است كه به جنبه هاى انتزاعى قضيه مربوط مى شود . جنبه هاى عينى قضيه ، بيرون است. مثالى مى زنم. هر پديده اى ، ساز و كارهاى علّى دارد كه اين ساز و كارهاى علّى ، قدرت به وجود آوردن حوادث و رويدادها را دارد ، اما براى اين كه به حادثه تبديل شود ، به پيوند با شرايط نيازمند است . اگر اين شرايط نباشد ، حادثه هم خلق نمى شود . حتى ممكن است شرايط در اثر پيوند با يك ساز و كارهاى علّى ، باعث غلط فعّال شدن آن ساز و كارها بشود؛ يعنى شرايط غلط است . بنابراين ، اگر ديگر حادثه اى به وجود نيامد ، دليل بر عدم اين ساز و كارهاست؟ نه ، شرايط نيامده و فراهم نشده و اتفاقا بحث ما اين است كه ساز و كارهاى علّى اين جاست ، اگر چه به حادثه تبديل نشده باشد . آنچه جامعه شناسى تا كنون مطرح كرده ، رابطه بين حوادث بوده و روابط بين حوادث و رويدادها ، الزاما روابط علّى نيست و به غلط علّى ترسيم شده است .