مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٧٨
كمك بكند ، مباحث نظرىِ روش شناسى هم مى تواند در فهم احاديث به شما كمك بكند . اين كارِ خيلى مهمى است . شما داريد تور پهن مى كنيد و روش بايد معلوم باشد . زمانى احاديث را اين گونه مى بينيد كه من هر حديثى كه در مورد مثلاً يك مذهب اجتماعى است ، همان جا تحليل محتوا بكنم و مثلاً همان جا نسبتش را با بقيه اجزا بسنجم و تمام كنم و نسبت آن را با حديث بعدى نبينيم . روشتان را معلوم كنيد . علاّمه طباطبايى مى فرمود كه قرآن را با قرآن تفسير مى كند ، شما چه روشى داريد. ديگران با روش پوزيتويستى عمل مى كنند ، روش شما چيست؟
استاد ، بحثى در دارالحديث داريم ـ كه با عنوان ديگرى هم در اصول فقه مطرح است ـ تحت عنوان «خانواده حديث». براى نمونه ، اگر بخواهيم احاديث عدالت اجتماعى را جمع آورى كنيم ، تمام ابواب آن را مى بينيم و هر حديثى را كه در مورد عدالت است در حوزه هاى اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و اجتماعى گردآورى و عام و خاص و مطلق و مقيد و... آن را جدا مى كنيم ، بعد به يك دسته بندى و در نهايت به يك نظريه اساسى مى رسيم. شما اين روش را چطور ارزيابى مى كنيد؟
بحث من همين است كه آيا تمام احاديثى كه ناظر به عدالت است ، لزوما تحت عنوان عدالت آمده است؟ به يقين چنين نيست . بسيارى از احاديث به طور غيرمستقيم و به دلالت هاى التزامى و تضمينى به عدالت اشاره دارد . ببينيد ، به هر حال در باب عدالت هم شما بايد به پيش فرض هايى برسيد . اول بايد پيش فرض هايتان را روشن كنيد؛ پيش فرض هايى كه از پيشرفت عقلى بشر حكايت مى كند. بنده در مورد عدالت در انديشه حضرت امير پژوهش داشتم. يك وقتى بود كه سراغ انديشه حضرت امير عليه السلاممى رفتيم و آن چيزهايى كه راجع به عدالت بود ، در مى آورديم و مى گفتيم حضرت امير عليه السلام اين تفكر را داشت و بعد سعى مى كرديم از عقل خودمان استفاده بكنيم و با مراجعه به آراى فيلسوفانى كه سعى كردند در اين زمينه قلم فرسايى كنند ، پرسش هاى اساسى و چالش ها را مطرح بنماييم ، سپس سراغ انديشه هاى حضرت امير برويم و ببينيم ايشان راجع به پرسش هايى كه در مورد عدالت است ، چه پاسخى دارد . من احساس مى كنم تا آن جا كه مى توانيم ، بايد از آن پرسش هاى مقدّماتى استقبال بكنيم ، اما سؤالات ، اساسى باشد. فكر نكنيد طرح سؤالات اساسى ، مسأله كوچكى است . يكسرى سؤالات