مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٧٦
متقين حق دارند از اين كتاب استفاده كنند ، ولى خوب به هر حال متقين درك بهترى دارند و بهتر مى فهمند . در روش شناسىِ مردم شناسى آمده كه بايد حتما خودت را جاى آن مردمى بگذارى كه آن جا زندگى مى كنند. بخشى از روش مشاهده مشاركتى و ساير تحليل هاى كيفى يا تحقيقات ژرف نگر هم ، به همين ابعاد معنايى و مشاركتىِ مستقيم ناظر است كه انواع و اقسامى دارد كه من نمى خواهم به آن بحث وارد شوم . شما نه فقط به دليل اين كه مسلمان هستيد ، بايد اين نوع نگاه را داشته باشيد ؛ بلكه براى اين كه به شناخت دقيق عالم برسيد ، بايد چنين روشى را در پيش بگيريد و من معتقدم كه مخاطب ائمه و انبيا ، فقط پيروان خودشان نبودند؛ به ويژه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام كه مخاطبشان عام هستند . گزاره اى كه دارند ، مربوط به گزاره دينى و جامعه هاى دينىِ شيعى نيست؛ بلكه به كل جامعه بشرى مربوط است ، ولى به يقين آن حرف با جهت خاص زده شده است . براساس تفكرات رئاليستى ، حرفى كه مى زنيد ، بايد دلالت عملى و نگاه انتقادى هم داشته باشد؛ يعنى صرفا براى تبيين نگوييد و براى دلالت هاى عملى و رهايى بخشِ آن بگوييد . ما معتقديم كه نگاه ائمه هم همين طور بوده است؛ يعنى اگر نگاهى به اصطلاح مبنايى براى درك و فهم جامعه به شما مى دهد ، فقط براى شناخت نيست . شناخت ، از مدينه فاضله و تغييردار شدن هم حكايت دارد . به يقين ، احاديث اين طور به شما نمى گويد كه جامعه موجود ، چنين و چنان است . مى گويد جامعه موجود را بشناس ، اما در اين همين جامعه ، ساختارهايى نهفته است . در پى اين اهداف ، مى تواند اهدافى ساختارى نمود عينى پيدا بكند و به حادثه اى عظيم تبديل شود ؛ يعنى بيشتر چيزهايى را به شما مى دهد كه نمى بينيد. مگر همه علم با مشاهدات سر و كار دارد؟ اصلاً قسمت عمده علم ، غير مشاهدتى است؛ حتى مفاهيم مشاهدتى شما ، بعدا به مفهومى بر مى گردد كه مشاهده پذير نيستند. در همين علم موجود كه به شما كمك مى كند و لايه هاى غيرمكشوف را براى شما مكشوف مى نمايد ، چيزى است كه نمى توانيد بفهميد. به هر حال ، سطح فهمِ عقل را كمى بالاتر مى آورد؛ زيرا عقل به كمك نياز دارد و شما مى توانى از احاديث و آيات كمك بگيرى و آن لايه هاى نامكشوف را مكشوف كنى . به نظر من ، اين يك ضرورت است ، ولى به هر حال ، به لحاظ روشى ، كار دشوارى است؛