مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٦٩
آن مكانيزم ها توجه كند . اگر ما از همدلى و درك همدلانه شروع كنيم ، اين درك عاطفى و همدلى را به عنوان مواد خام ، در زمينه هاى وسيع تر قرار مى دهيم و تحليل پوزيتيويستى مى ناميم . من اصلاً اين طور نمى خواهم ببينم و يك نگاه ساختى تر و رئاليستى ترى مى كنم . من مى خواهم بگويم بله اگر هم امكان وقوع دارد ، بايد آن جا بحث جوهرى بكنيم و به نظرم مى توان اين بحث جوهرى را از احاديث به دست آورد ، ولى بايد مراحلى را پشت سر گذاشت . مدينه فاضله اى كه قرآن مطرح مى كند ، صرفا يك امر خيالى نيست . امرى واقعى است كه جامعه به سوى آن حركت مى كند؛ يعنى در واقع شما براى جامعه ، جوهر قائل هستيد و يك نگاه هستى شناسى و جوهرى داريد؛ يعنى فقط باور و صرفا يك ايمان و عقيده نيست . اگر شما اين را كشف كردى ، مى توانى به تحققش هم كمك كنى . يك نگاه هم ، نگاه ماركسيستى است . ماركسيست ها معتقدند كه جامعه ، جوهر و ساختى دارد و يك مكانيزم هايى هم هست كه اگر با شرايط بيرونىِ خودش پيوند بخورد ، مُحقق مى شود .
٢ . آرمانى يا واقعى بودن گزاره هاى احاديث اجتماعى
آقاى دكتر ، بعضى از صاحب نظران اين مطلب را عنوان مى كردند كه نگاه احاديث به مباحث اجتماعى كه در آيات و روايات مطرح شده ، مطلوب و آرمانى است ، در حالى كه نگاه جامعه شناسان به جامعه ، مُحقَق و معيّن است . اين ها را چطور مى توان به هم پيوند زد؟
اين حرف ها ديگر قابل دفاع نيست . اين ها براساس جدايى واقعيت از ارزش ، و حرف هاى پوزيتيويستى است و تقريبا منسوخ شده . اين كه بگوييم ما در شناخت واقعيت ها ، از هر گونه ارزش و هنجار عارى هستيم و مى توانيم عارى از هر گونه ارزش ها و هنجارها ، به مطالعه واقعيات بپردازيم ، تقريبا انديشه غير قابل دفاعى است. من به شما جواز اين را نمى دهم كه ارزش هاى خودتان را دخالت بدهيد ، اما مى گويم نمى توانيد دخالت ندهيد . به هر حال ، خواه ناخواه شما يك محقّق يا شهروند هستيد و پارادايم ها و محفوظاتى را پذيرفته ايد و هنجارهايى را نپذيرفته ايد كه اين هنجارها ، به هر حال هم در شما هست و هم در موضوع مطالعه شما . موضوع مطالعه شما هم شى ء نيست و خودآگاه است . خود تفسيرگر ، از شما