مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ٤٢
جامعه شناس شوى ، بايد اين چيزها را ببينى. ما مى بينيم كه اين طور نيست؛ يعنى نظريه هاى اجتماعى ، همواره به اعتبار اوضاع و احوال زمانه ، عوض مى شود ، موضوعات متفاوت مى گيرد ، علاقه هاى متفاوت پيدا مى كند و مسايل متفاوت مى يابد. اين يك درك معرفت شناسانه است كه در آن ، انسان يك عقل نيست كه در عالم طِلق باشد ، يا در عالم لاهوت باشد و هيچ ارتباطى هم به عالم وجود نداشته باشد كه وقتى تعقّلِ معرفت شناسانه مى كند ، در آن عالم ، هيچ تماسى با عالم عينى ندارد. اين درك ، درك غلطى است كه از جهاتى هم ما در آن مشتركيم ، امّا تفكّر معرفت شناسى پيش از دوران جديد هم يكى از مشتركات است. اثبات گرايى هم اين نوع نگاه را داشت؛ ولى اين كه اگر اين را گرفتيم ، چه مى شود ، بحث ديگرى است كه بايد آن را بررسى كنيم و ببينيم سرانجام چه خواهد شد . حالا ما مى خواهيم مبادى را بگوييم كه چه شد كه اين امكان براى ما پيش آمد ، آن وقت ممكن است در بحث روش ها ، اين بحث را دنبال كنيم. فعلاً مى خواهيم بگوييم چطور شد تجدّدى كه به ما يك امكان بيشتر براى رابطه بين ديانت و معرفت و علم نمى داد ، حالا امكان مى دهد ، مثل پُست مدرنيسم. تكثرگرايى معرفتى ، يعنى اين كه ما نمى توانيم جلو كسى را بگيريم. مى خواهيم با هم زندگى كنيم ، اين نگاه ، از جهتى خوب است و از جهتى بد. از جهتى ، اگر قرار باشد به اين مشكلات از قبيل نسبيت معرفت ها و عدم وجود مبناى ارزيابى بينجامد ، ما با آن موافق نيستيم و فلسفه ما آن را قبول ندارد؛ ولى از جهتى كه مبنا را خراب كرده و دست كم امكانى براى ما پيش آورده و حتى نه تنها امكان آن را فراهم كرده ، بلكه مى گويد ضرورت هم دارد با آن موافقيم . الان در جامعه شناسى درباره علّت طلاق بررسى مى كنند. طلاق موضوعى عينى است و هميشه دنباله رو انحرافات است ، ولى اكنون در غرب ، درباره علل طلاق و انحرافات جنسى بررسى نمى كنند. اصلاً اين موضوع ، مشكل آن ها نيست . اصلاً چه چيزى در اجتماع به عنوان مشكل مطرح مى شود؟ فرهنگ شما اقتضا مى كند كه آن چيز مشكل و مسأله بشود. شما مى بينيد در غرب ، اين همه درباره مضرّات سيگار تحقيق مى كنند و گزارش مى دهند ، اما در مورد زيان هاى الكل تحقيق نمى كنند. آيا زيان الكل ، كمتر از سيگار