مناسبات جامعه شناسي و حديث - ضميری، محمد رضا - الصفحة ١٨
آورده است . ٤ . به علاوه ، زمينه بازبينى در اصول و مبانى را ايجاد كرده است ؛ به اين معنا كه اين انديشه كه تنها آنهايى كه تجربى هستند عالم هستند و كاشف حقيقت ، در حال سُست شدن و به كنار رفتن است . [١] پست مدرنيسم تسلط يك روش و شيوه فكر را نقّادى كرد و زمينه را براى حضور همه صاحبان انديشه با هر روشى را فراهم ساخت . اكثر پُست مدرنيست ها بر اين باورند كه هيچ متد يا اسلوب و هيچ قواعدى براى شيوه عمل نسبت به آن چيزى كه بايد تطبيق ، موافق و برابر شود وجود ندارد . به علاوه پست مدرنيست هاى شكّاك به متدهاى كيفى و كمّى توجه دارند . [٢] پس در جنبش پست مدرنيسم ، نگاه هاى خطى مردود شمرده شد و به روش هاى متنوع انديشه ، اجازه ظهور و بروز داده شد و به امور پيش از تجربه كه در بينش ، گزينش ، مفهوم سازى ، انتخاب فرضيه و روش تحقيق نقش آفرينى مى كرد ، مشروعيت بخشيد . در چنين فضايى كه هيمنه و تسلط روش تجربى درهم شكسته مى شود ، راه براى نگاه هاى عقلانى و وحيانى در فرايند پژوهش هاى جامعه شناسى فراهم مى گردد ؛ زيرا پست مدرنيسم به خوبى آشكار ساخت كه گرايش ها ، پيش فرض هاى هستى شناسانه ، معرفت شناسانه و انسان شناسانه به ميزان وسيعى و پژوهش هاى تجربى و نتايج آن ها نقش اساسى ايفا مى كند و به ديگر سخن علم را نمى توان خنثى درنظر گرفت . بنابراين حال كه مبانى ، پيش فرض ها و نگرش ها در فهم ، كشف و درك مورد تحقيق تأثير دارد ، پس هر كس مبتنى بر جهان بينى و نوع نگرش به هستى ، انسان و جامعه مى تواند در عرصه پژوهش جامعه شناسى وارد شود ؛ البته گفتنى است همه اين ملاحظات نبايد علم را از چارچوب يك سلسله انديشه هاى منظم و روشمند خارج سازد و به ديگر سخن ، امكان نقد و گفتگو با معيارهاى مشترك و روشن در مورد گزاره هاى جامعه شناسى وجود داشته باشد . به هر حال از مجموع سخنان گذشته به دست مى آيد كه از ديدگاه جنبش پست مدرنيستى ،
[١] . تقى آزاد ارمكى ، پست مدرنيسم و توسعه جامعه شناسى معاصر ، ص١٩ ـ ٢١ .[٢] . پست مدرنيسم و علوم اجتماعى ، ص١٩٥ .