حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٩
١٢ / ٢
شب بيست و سوم
٨٧٥٩.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : شب قدر ، شبِ بيست و سوم [ماه رمضان] است .
٨٧٦٠.المصنَّف ، عبد الرزاق ـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به من دستور داد كه شبِ بيست و سوم ماه رمضان ، به مدينه وارد شوم.
٨٧٦١.المصنَّف ، عبد الرزاق ـ به نقل از ابو نضر ـ: عبد اللّه بن اُ نَيس جُهَنى گفت: اى پيامبر خدا! من مردى هستم كه خانه ام دور است. يك شب را تعيين كن كه بيايم و در مدينه بمانم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شبِ بيست و سوم بيا».
٨٧٦٢.السنن الكبرى ـ به نقل از عبد اللّه بن اُ نَيس ـ: در صحرا بوديم. گفتيم كه اگر با خانواده خود [ به مدينه براى احياى شب قدر] بياييم ، بر ما سخت خواهد بود و اگر آنان را وا نهيم و خود بياييم ، بر آنانْ تنگنا خواهد شد. مرا كه كوچك ترينِ آنان بودم ، نزد پيامبر خدا فرستادند . سخن آنان را به ايشان ، باز گفتم. به ما دستور داد كه شبِ بيست و سوم بياييم .
٨٧٦٣.المصنَّف ، عبد الرزاق ـ به نقل از ابن جُرَيج ـ: خبر يافتم كه عبد اللّه بن اُنَيس جُهَنى ، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و گفته است: اى پيامبر خدا! من ، امانتدار كالاها و كِشت هاى مردمم (وى خودش كشاورزى داشت). يك يا دو شب را تعيين كن تا [ براى شب قدر ]بيايم. سپس گفت: بلكه يك شب را. پيامبر صلى الله عليه و آله او را فرا خواند و دو يا سه بار با او به آهستگى سخن گفت و به او دستور داد كه شبِ بيست و سوم بيايد. از اين رو ، او آن شب (شب بيست و سوم) را در مسجد مى مانْد و تا صبح ، بيرون نمى رفت و پيش از آن و پس از آن ، نه در ماه رمضان ، و نه در روز عيد فطر ، به مسجد نمى آمد.