حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥١
موجوديت توحيد را به خطر انداخته اند و تمامى مظاهر ملّى ، فرهنگى ، دينى و سياسى ملّت ها را بازيچه هوس ها و شهوت ها نموده اند ـ چه بايد كرد. آيا بايد در خانه ها نشست و با تحليل هاى غلط و اهانت به مقام و منزلت انسان ها و القاى روحيّه ناتوانى و عجز در مسلمانان، عملاً شيطان و شيطانْ زادگان را تحمّل كرد و جامعه را از وصول به خلوص ـ كه غايت كمال و نهايت آمال است ـ ، منع كرد و تصوّر نمود كه مبارزه انبيا با بُت و بت پرستى ها، منحصر به سنگ و چوب هاى بى جان بوده است و ـ نعوذ باللّه ـ پيامبرانى چون ابراهيم عليه السلام در شكستن بت ها پيشْ قدم [بوده اند] ، و اما در مصاف با ستمگران، صحنه مبارزه را ترك كرده اند؟! و حال آن كه تمام بت شكنى ها و مبارزات و جنگ هاى حضرت ابراهيم عليه السلام با نمروديان و ماه و خورشيد و ستاره پرستان ، مقدّمه يك هجرت بزرگ [است]، و همه آن هجرت ها و تحمّل سختى ها و سكونت در وادىِ «غَيْرِ ذِى زَرْعٍ» [١] و ساختن بيت و فديه اسماعيل عليه السلام ، مقدّمه بعثت و رسالتى است كه در آن ، ختم پيام آوران ، سخن اوّلين و آخرينِ بانيان و مؤسّسان كعبه را تكرار مى كند و رسالت اَبدىِ خود را با كلام اَبدىِ «... وَإِنَّنِى بَرِىءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ» [٢] ابلاغ مى نمايد ، كه اگر غير از اين، تحليل و تفسيرى ارائه دهيم، اصلاً در زمان معاصر ، بُت و بت پرستى وجود ندارد . و راستى، كدام انسان عاقلى است كه بت پرستى جديد و مدرن را در شكل ها و افسون ها و ترفندهاى ويژه خود، نشناخته باشد و از سلطه اى كه بتْ خانه هايى چون كاخ سياه! بر ممالك اسلامى و خون و ناموس مسلمين و جهانِ سوم پيدا كرده اند، خبر نداشته باشد؟!». [٣]
[١] ابراهيم: آيه ٣٧ .[٢] انعام: آيه ١٩.[٣] گوشه هايى از پيام امام خمينى قدس سرهبه زائران خانه خدا، در ذى حجّه سال ١٤٠٧ ق (تابستان ١٣٦٤ ش).