حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩
٣ / ٨
چگونگى رَمْى (سنگ زدن)
٨٩٤٤.امام باقر عليه السلام : پيامبر خدا ، چون از مُزدَلِفه آمد ، روز عيد قربان بر جَمره عَقَبه گذشت و هفت سنگ بر آن زد. سپس به مِنا آمد. و اين از سنّت است.
٨٩٤٥.سُنَن الدارمى ـ به نقل از زُهْرى ـ: پيامبر خدا، هر گاه جَمَره اى را سنگ مى زد كه نزديك مسجدِ مِناست ، با هفت سنگ مى زد و با هر سنگى، تكبير مى گفت . سپس جلو مى رفت و در مقابل آن، رو به قبله مى ايستاد و دستانش را بلند مى كرد و ايستادن را طول مى داد . سپس نزد جَمَره دوم مى آمد و هفت سنگ مى زد و با هر سنگى كه مى زد، تكبير مى گفت . سپس بر مى گشت و از سمت چپ، به طرف وادى سرازير مى شد ، در حالى كه دستانش را به دعا بلند مى كرد . سپس نزد جَمَره اى مى آمد كه نزديك عَقَبه است . به آن هم هفت سنگ مى زد و با هر سنگى، تكبير مى گفت . آن گاه، بر مى گشت و نزد آن نمى مانْد .
٨٩٤٦.امام باقر عليه السلام : نزد جابر بن عبد اللّه رفتيم . از او خواستم تا از حجّ پيامبر صلى الله عليه و آله ما را خبر دهد . گفت : پيامبر خدا ، به جَمَره اى كه نزديك درخت است ، هفت سنگ مى زد . با هر سنگى، تكبير مى گفت و سنگ ها را با انگشت ، پرتاب مى كرد . سنگ را از دلِ آن وادى مى زد . آن گاه، به قربانگاه بر مى گشت و قربانى مى كرد .
٨٩٤٧.سنن أبى داوود ـ به نقل از سليمان بن عمرو بن احوص، از مادرش ـ: پيامبر خدا را ديدم كه سواره ، از دلِ وادى، بر جَمَراتْ سنگ مى زد و با هر سنگى، تكبير مى گفت و مردى از پشتِ سرش، از ايشان پاسدارى مى كرد . درباره او پرسيدم . گفتند : فضل بن عبّاس است . چون مردم ازدحام كردند ، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اى مردم! همديگر را به كُشتن ندهيد . هنگامى كه سنگ مى زنيد ، با نوك انگشتان پرتاب كنيد» .